کیش خوب همانند فوتبال خوب است، حرف نمی زند ، عمل می کند.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
خانه » مذهبی و اعتقادی » زندگینامه ائمه اطهار » زندگینامه حضرت زهرا (س)

زندگینامه حضرت زهرا (س)

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت زهرا (س) در بین مسلمانان دنیا برترین و بالا ترین بانوی جهان در تمام قرون و دوره ها می‌باشد. این نظر گرفته شده از احادیث نبوی و سخنان معصومین علیهم السلام است.

در یکی از این احادیث (که البته مورد تایید مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: “فاطمه سرور زنان جهانیان است،اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن کریم، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی شده  و در نزد مسلمانان دارای مقام والایی است  و از زنان برتر جهان معرفی شده است، اما او برگزیده‌ی زنان دوره خویش بوده است. ولی مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) تنها محدود به دوره آن بزرگوار نیست و در تمامی دوره ها در جریان است. پیامبر اعظم (ص) در کلامی دیگر کاملا صریح حضرت زهرا (س) را سرور زنان اولین و آخرین بیان می‌نمایند.

حضرت زهرا

نام و القاب حضرت زهرا سلام الله علیها

 نام مبارک آن بانوی بزرگوار، فاطمه (س) است و برای ایشان القاب و صفات زیادی مثل زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه،ریحانه،فهیمه،دخت النبی، ام ابیها نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده از چیزی می‌باشد و علت اصلی  این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، این است که: پیروان حضرت فاطمه (س) به سبب حب و دوستی و بغض با دشمنان ایشان از آتش دوزخ بریده و جدا می شوند.

زهرا به معنای درخشنده است و از، امام جعفر صادق (ع) آورده شده است که: “چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد، نورش وجودش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.”

کنیه‌های حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و…

ام ابیها به معنای کلمه یعنی مادر پدر می‌باشد و حضرت محمد (ص) دختر بزرگوارش را با این نام توصیف می کنند؛ این امر براین اصل دلالت دارد که حضرت فاطمه(س) همانند مادر برای حضرت محمد(ص) غمخوار و مرهم درد است.

مادر و پدر حضرت زهرا (س)

نام پدر فاطمه زهرا(س) محمد بن عبدالله (ص) است که او پیامبر گرامی اسلام، خاتم پیغمبران الهی و بهترین خلق خداوند ب مر روی زمین می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه کبری دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف و ثرتمند قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به دین مبین اسلام روی آورده است و پس از پذیرفتن دین اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در راه خدمت به اسلام و مسلمانان صرف نمود.حضرت خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بوده؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او از بزرگ زنان قریش بود و بعدها به ایشان لقب ام المومنین هم دادند.

ولادت حضرت زهرا

حضرت فاطمه زهرا (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز ۲۰ جمادی الثانی در مکه مکرمه قدم به دنیا گذاشتند. و به قدرت خداوند لب به سخن گشود وفرمود: “شهادت می‌دهم که جز خدا، خدای نیست و پدرم رسول خدا و سرور پیامبران است و شوهرم علی سرور اوصیاء و فرزندانم (حسن و حسین) سرور نوادگان می‌باشند.” بیشتر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ سنی همچون فخر رازی، آیه اول سوره مبارکه کوثر را به حضرت زهرا (س) بسبت داده اند و او را خیر بزرگ و باعث بقا و گسترش نسل پیامبر اکرم(ص) ذکر نموده‌اند. و آیات انتهای سوره کوثر بر این دلالت دارد که دشمنان حضرت محمد (ص) ابتر هستند.

 

مکارم اخلاق حضرت زهرا (س)

سراسر زندگانی صدیقه کبری(س) مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این اینجا  تنها به چند مورد اشاره می‌ کنیم. اما بازهم تاکید برا این داریم که این بخش بسیار بسیار کوچکی از فضائل بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) است.

  • از جابر بن عبدالله انصاری،یکی از صحابه پیغمبر خدا (ص) نقل شده است که: مردی از عربهای مهاجر که فردی فقیر و ضعیف الحالی بود، پس از نماز عصر از رسول خدا (ص) طلب یاری و کمک کرد. ایشان فرمودند که من الان چیزی ندارم. سپس او را به خانه حضرت زهرا (س) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول اسلام  قرار داشت، راهنمایی کردند. آن شخص به همراه بلال (موذن حضرت محمد) به در خانه حضرت زهرا (س) آمد و بر اهل بیت پیغمبر خدا درود گفت و سپس عرض احوال خود راکرد. حضرت زهرا (س) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی شدید به سر می‌بردند، چون از حال فقیر باخبر شدند، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت محمد به ایشان هدیه رسیده بود و در نزدایشان یادگاری ارزشمند بحساب می آمد، از گردن باز نمود و به او گفت: این را بگیر و بفروش، امیدوارم هستم که خداوند بهتر از آن را نصیب شما بکند. آن شخص  گردن‌بند را گرفت و به پیش پیامبر اسلام (ص) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول اکرم (ص) از شنیدن این داستان ناراحت گشت و اشک از چشمان مبارکشان را فرا گرفت و به حال آن شخص  دعا کرد. عمار یاسر (از اصحاب نیکوی  پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر دادن غذا، جامه، اسب  و هزینه سفر به آن شخص  آن گردن‌بند را از او خریداری کرد. پیامب (خدا) از آن شخص پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را داخل پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا خوشبو نمود و به همراه غلام خود به پیامبر خدا(ص) هدیه داد. غلام به نزد پیامبر آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (ص) غلام و گردن‌بند را به حضرت زهرا (س) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه کبری آمد. حضرت زهرا (س)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خداوند آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام خنده ای کرد هنگامی که دلیل این خنده را پرسیدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را جامه پوشانید، پیاده‌ای را صاحب سوار و مرکب کردو فقیری  را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام دوباره به نزد صاحب خود بازگشت.

  • رسول خدا(ص) در شب زفاف پیراهن نو و زیبای را برای دختر خود تهیه نمود،حضرت زهرا (س) پیراهن وصله‌ و کهنه ای نیز داشت. فقیری بر در خانه حضرت آمد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (س) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه “هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید“، افتاد. در این موقع حضرت زهرا (س) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.
  • امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت حضرت زهرا (س)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه وصف  می‌نمایند: “مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بودند و تا صبحگاهان، به راز و نیاز با خدای خویش مشغول بودند. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کردند، آنان را نام می‌برد و بسیار برای ایشان دعا می‌کردند اما برای خود هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خود همانطور که برای دیگران دعا می‌کردی، دعا نکردی؟ حضرت زهرا (س) گفت: عزیزم ! اول همسایه و بعد خانه.

 

ازدواج حضرت زهرا و فرزندان حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا (س) خواهان فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران و اصحاب حضرت محمد(ص) از ایشان خواستگاری کردند. رسول اکرم (ص) به آنها فرمود که اختیار فاطمه(س) در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل کرده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری حضرت زهرا (س) به نزد پیامبر اعظم(ص) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهریه ای سنگینی بپردازیم رسول خدا همچنان مورد را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد و گفت: “ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی(ع) درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.” امیر المومنین علی (ع) نیز از خواستگاران حضرت زهرا (س) بود و حضرت محمد بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر خداوند با این وصلت موافقت کرد. در روایات متعددی نقل گشته است (شیعه و سنی)که پیامبر اسلام (ص) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف این دو بزرگوار فراهم گشت. حضرت زهرا (س) با مهری اندک به خانه امام علی (ع) قدم گذاشت. ثمره این ازدواج مبارک و خجسته، ۵ فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان پس از شهادت رسول خدا بدست کافران سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان ۱۲ گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت شدند و ۹ امام دیگر (به غیر از امام علی (ع) و امام حسن (علیه السلام)) از فرزندان امام حسین (ع) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (س) به رسول اکرم (ص) وصل می‌گردند.

حضرت زینب (س) که بزرگترین دختر حضرت زهرا (س) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت سید و سالار شهیدان  آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی (یزید) را به لرزه در آورد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم یزید ابن معاویه لعنت الله علیه سازمان گرفت. آنچه در تاریخ درباره عبادت حضرت زینب کبری (س) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و لحظات سخت نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس الهی داشت.

ام کلثوم(س) نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه حضرت زینب (س) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم داشت.

حضرت زهرا پس از شهادت پیامبر

با شهادت پیامبر اسلام (ص)، فاطمه (س) غرق در سوگ و اندوه شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و بهترین خلق خداوند، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود.از طرفی دیگر حق وصی پیامبر (س) غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. حضرت زهرا (س) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر آرامگاه پیامبر (ص) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر خدا(ص)را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی او است.

هنوز زمانی از شهادت رسول  گرامی اسلام(ص) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (ص) و ابلاغ فرمان خداوند توسط ایشان در روز غدیرخم، مبنی بر جانشینی امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر خدا(ص)، توسط عده ای(نا مسلمان) نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع شدند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم انتخاب کردند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین افراد برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در جانشینی امیر المومنین علی (ع) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر اسلام(ص) در خانه حضرت زهرا (س) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر  (منتخب سقیفه) که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمرابن خطاب را روانه خانه فاطمه زهرا (س) نمود تا امام علی (ع) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه حضرت زهرا (س) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شدند، فاطمه (س) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. حضرت زهرا(س) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد تذکر قرار دادنر. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او به خود آمدند متفرق شدند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که حضرت علی (ع) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهل بیت آن خانه به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر ویارانش قرار گرفتند . اما همچنان امیر مومنان، حضرت زهرا و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم جمع کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی(ع) را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل ناجوانمردانه، فاطمه زهرا(س) بین در و دیوار بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود(سقط شدن محسن ابن علی اینجا اتفاق افتاد) اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از امام زمان خودبه مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

ای جماعت فاطمه داغداراست

ای جماعت فاطمه باردار است

ای جماعت فاطمه میراث کیست

ای جماعت فاطمه دخت النبیست

چه شد آن عهد و پیمان نبی

چه شد آن من کنت و مولاین علی

 

حضرت زهرا (س) و غصب فدک

از دیگر ظلم هایی که پس از شهادت پیامبر در حق فاطمه زهرا(س) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک روستایی است که تا مدینه حدود ۱۶۵ کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه های جوشان بسیار زیبا نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر خدا(ص) بخشیدند، لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها و تنها اختصاص به خداوند و پیامبر خدا(ص) دارد. پس از این جریان و با نزول آیه  (و ات ذا القربی حقه)، پیامبر اسلام(ص) بر طبق دستور خداوند منان آن را به حضرت زهرا (س) بخشید. فاطمه (س) و مولای متقیان (ع) در فدک نفراتی داشتند که در آبادانی و سرسبزی آن تلاش می کردند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای حضرت زهرا (س) می‌فرستادند. فاطمه زهرا (س) نیز ابتدا حقوق نفرات شاغل در  باغ فدک پرداخت می کردند و سپس مابقی را در بین فقرا تقسیم می‌ کردند، و این در حالی بود که وضع معیشت ایشان و حضرت علی (ع) در ساده‌ترین وضع ممکن به سر می بردند. گاه آنها غذای روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌ کردند و در نتیجه گرسنه شب را به صبح می رساندند. اما در عین حال فقرا را بر خودشان مقدم می‌داشتند و در این عمل تنها خداوند را مورد نظر قرار می‌دادند. پس از شهادت رسول خدا (ص)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر خدا (ص) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، و ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (ص) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است و به همین شیوه فدک را به ناحق از حضرت زهرا قصب کرد.

حضرت زهرا (س) در مقام دفاع از حق مسلم خود به دو روش عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر اسلام (ص) در زمان حیات خویش فدک را به ایشان بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر خدا (ص) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت بلاغت خوانده شد ابطال ادعای ابوبکر را ثابت نمود. حضرت زهرا (س) به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن کریم اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال حضرت زهرا(س) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه زهرا(س) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت و عقل، و نسبت دادن این کلام به پیامبرخدا(ص) امری است دروغ، چرا که محال است حضرت زهرا (س) بر خلاف کلام خداوند سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای حضرت زهرا (س) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و منطقی بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نگذاشت و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را قبول کرده بودند. دلیل این معنا، آنست که عمرابن خطاب خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به حضرت علی (ع) و اولاد فاطمه زهرا (ع) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری حضرت زهرا (س) و عیادت از ایشان

سرانجام حضرت زهرا(س) بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم نامردانه به خانه‌اش و وقایع پس از آن به ایشان وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری قرار گرفت. گاه به سختی از بستر بلند می شد و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی فرزندان کوچک خود در کنار مزار پیامبر (ص) حاضر می شد و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (ص) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود و بی وفایی مردم به بیعت با رسول خدا و غصب حق و حقوق مولا امیر المومنین (ع) را با آنان بازگو می‌کرد.

در همین روزها بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری ایشان اطلاع پیدا کردن، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه زهرا (س) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند (گروه سقیفه)، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان حضرت محمد (ص) درباره وصی بودن امام علی (ع) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر خدا (ص) از جانب خداوند بر آنان فرو خواهد آمد، خاطر نشان نمود.

درچنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت زهرا(س) آمدند هر چند در ابتدا فاطمه (س) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن دخول نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر حضرت زهرا (س) حاضر گشتند. ایشان در این هنگام، این سخن پیامبر اعظم (ص) را که فرموده بود: “هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده“، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر خدا(ص) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (ع)، خداوند و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: “شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبرخدا، شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

 

وصیت حضرت زهرا سلام الله علیها

در ایام بیماری، حضرت زهرا(س) روزی امیر المومنین(ع) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت کرد که پس از شهادتش، او را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ظلم و ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. حضرت زهرا(س) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل داد. سپس لباسی نو بر تن کرد و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید، چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دار فانی را ترک نمود و به دیدار پدر بزرگوارشان شتافت، در حالیکه از عمر مبارک ایشان بنا بر روایت مشهور، ۱۸ سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر روایت مشهور تنها ۹۵ روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (س) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل سنت و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر بسیار خشمگین بود و در اواخر عمر خود هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابوبکر و عمر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (س) سودی نخواهد بخشید.

حضرت زهرا

 

نحوه غسل و نحوه دفن حضرت فاطمه زهرا (س)

مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت حضرت زهرا (س)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (س) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (س) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (ع) بنا بر وصیت حضرت فاطمه (ع) با چشمانی گریان وسینه پر از غم ودرد که فقط خداوند از او خبر داشت و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (ص) را که البته مورد رضایت فاطمه زهرا (س) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (که آنها ۷ نفر بودند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان علی (ع) بر فاطمه (س) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه زهرا (س) پرداخت.

امروزه پس از گذشت سالیان سال همچنان مزار سرور بانوان جهان نامعلوم است و کسی از محل آن با خبر نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی عالم بشریت هستند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد،و انتقام مادرش فاطمه زهرا را از آن نامردان بگیرد.

توصیه مهم

دائما برای فرج امام عصر(عج) دعا بفرمایید تا با قدوم مبارک ایشان هم انتقام خون های به ناحق ریخته شده آل محمد گرفته شود و نیز هم و غم و گرفتاری از همه مردم دنیا برطرف شود.

پس همیشه برای فرج امام مهدی(عج) دعا کنید و دیگران را به این امر مبارک توصیه کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است