سعادت عادت است آنرا پرورش دهید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه » مذهبی و اعتقادی » عمومی » از مدینه منوره تا کربلا همراه با سید و سالار شهیدان

از مدینه منوره تا کربلا همراه با سید و سالار شهیدان

از مدینه تا کربلا با امام حسین علیه السلام

فلسف حرکت سالار شهیدان امام حسین (عليه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حركت از مدينه و موضع گيري هاي ايشان در برابر حوادثي كه در منزلگاه هاي ميان راه روي داده است مي توان پیدا کرد و از آنها درس گرفت.

وداع امام حسین با خواهرش در کربلا

مدینه سال ۶۰ هجری

حاكم آن وقت مدينه (وليد بن عتبة) پس از مرگ معاويه (لعنت الله علیه) دستور يافت تا از امام حسين (عليه السلام) براي يزيد ابن معاویه (لعنت الله علیه) بيعت بگيرد ، امام فرموند: (… يزيد فردي است شرابخوار و فاسق كه به ناحق خون مي ريزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بي گناه آلوده گرديده و شخصيتي همچون من با چنين مرد فاسدي  و بی دینی بيعت نمي كند).

وقتي مروان بن حكم (لعنت الله علیه) بيعت با يزيد (لع) را از امام درخواست كرد امام حسين(عليه السلام) فرموند: اي دشمن خدا! دور شو ، من از جد بزرگوارم حضرت محمد صل الله علیه و آله وسلم شنيدم كه فرموند: (خلافت بر آل ابوسفيان حرام است اگر معاويه (لع) را بر فراز منبر من ديديد او را بكشيد). و امت او چنين ديدند و عمل نكردند و اينك خداوند آنان را به يزيد(لع) فاسق و شرور گرفتار كرده است .

حضرت اباعبدالله الحسین(عليه السلام) در شب ۲۸ رجب سال ۶۰ هجري همراه با بيشتر خاندان خود و بعضي ياران، پس از وداع با جدش پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) از مدينه به سوی مكه حركت كرد.

نوه رسول خدا (عليه السلام) هدف حرکت خود را از مدينه را در وصيتنامه خود چنين بيان مي كند:
… و جز اين نيست كه براي اصلاح در ميان امت جدم حرکت کردم . مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كرده و به راه و روش جدم (محمد مصطفی (ص) و پدرم علي مرتضی (ع) رفتار نمايم) .

كسي كه به سوي خدا دعوت كند عمل نيك انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمي شود … اگر در نوشتن نامه ات خير مرا آرزو كرده اي، خدا پاداش تو را بدهد.

مكه سال ۶۰ هجری

زمان : از ۳ شعبان تا ۸ ذي الحجه ۶۰ هجري

حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) در سوم شعبان به مكه رسيد و در خانه عباس بن عبدالمطلب سكني گزيد . مردم مكه و زائران خانه خدا كه از اطراف آمده بودند به ديدارامام (ع) شرفياب مي شدند.

امام حسين(عليه السلام) پس از رسيدن دوازده هزار نامه از جانب كوفيان، مسلم بي عقيل (پسر عموی خود) را در روز ۱۵ رمضان به عنوان سفیر خويش به سوي مردم كوفه فرستاد.

امام حسين(عليه السلام) طي نامه هايي به مردم بصره و كوفه، سزاوارترين مردم براي خلافت و امامت را اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) معرفي كرد و …
امام (ع) با رسيدن نامه مسلم بن عقيل مبني بر بيعت مردم كوفه با ایشان و از سوي ديگر براي حفظ حرمت خانه خدا ، كه تصميم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند  حج را به عمره تبديل كرد و در هشتم ذي الحجه به رغم مخالفت بسياري از دوستان به سوي عراق عرب راهی شدند.

لحظه به لحظه در کربلا

  بخشی از سخانان حضرت در آخرین لحظات در مکه

ما اهل بيت به رضاي خدا راضي و خشنوديم … هر كس مي خواهد در راه ما جانبازي كند و خون خويش را در راه لقاي پروردگار نثار نمايد، آماده حركت با ما باشد .

صَفّاح
سال۶۰ هجری

زمان: چهارشنبه ۹ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام حسين(عليه السلام) در پاسخ به مخالفين حركت به سوي عراق، فرموند : (رسول خدا را در خواب ديدم و به امر مهمي ماموريت يافتم و بايد آن را تعقيب كنم).

در اين منطقه فرزدق شاعر امام (ع) ملاقات كرد و در جواب حضرت كه از احوال مردم عراق جويا شده بود، گفت: دل هاي مردم با شماست وليكن شمشيرشان با بني اميه است .

کلام امام حسين (عليه السلام) خطاب به فرزدق در اين منزلگاه :

اگر پيش آمدها طبق مراد باشد، خدا را بر نعمت هايش شكر گوييم . اگر پيش آمدها طبق مراد نبود آن كس كه نيتش حق و تقوا بر دلش حكومت مي كند، از مسير صحيح خارج نشود و هرگز ضرر نخواهد كرد.

ذات عِرق سال ۶۰ هجری

زمان: دوشنبه ۱۴ ذي الحجه ۶۰ هجري

در اين منزلگاه بود كه عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زينب (سلام الله عليها) امان نامه اي را از استاندار مدينه (عمرو بن سعيد) كه آن ايام در مكه به سر مي برد ، گرفت و براي امام آورد كه مضمون آن چنين بود: من تو را از ايجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاك شدن تو مي ترسم ، لذا به سوي من برگرد تا در امان من بماني!

امام حسین (ع) در جواب چنين فرمود: كسي كه به سوي خدا دعوت كند عمل نيك انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسول خدا ، جدا نمي شود … اگر در نوشتن نامه ات خير مرا آرزو كرده اي، خدا پاداش تو را بدهد.

عبدالله پسران خويش (عون و محمد) را به خدمت در كنار امام (ع) و جهاد با دشمنان سفارش كرد و خود به سوي مكه بازگشت .

قسمتي از نامه امام به عمربن سعيد كه در اين منزلگاه نوشت:

بهترين امان ، امان خداوند است . از خداوند ، ترس از او را در دنيا خواهانيم تا در قيامت به ما امان بخشد.

حاجِر سال ۶۰ هجری
زمان: سه شنبه ۱۵ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام نامه اي را براي تعدادي از مردم كوفه توسط (قَيس بن مُسهِر) فرستاد و این چنين نوشت : (نامه مسلم بن عقيل كه حاكي از اجتماع شما در كمك و طلب حق ما بود به من رسيد خداوند به خاطر نصرت و ياريتان پاداش بزرگي نصيبتان كند … هنگامي كه فرستاده من (قيس) بر شما وارد شد در كارتان محكم و كوشا باشيد، من همين روزها به شما خواهم رسید).

(قيس) را در ميان راه دستگير كردند. او به ناچار نامه حضرت را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند. سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبيدالله ابن زیاد (لعنت الله علیه) بردند. از او خواستند نام افرادي كه به حسين ابن علی (عليه السلام) نامه نوشته اند افشا كند و يا در برابر مردم به امام حسين(عليه السلام) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالاي قصر رفته و ضمن تمجيد از امام علي(عليه السلام) و فرزندانش و معرفي خويش، پسر مرجانه (لعنت الله علیه) و يارانش را نفرين كرد و خبر از حركت حضرت به سوي آنان داد و از مردم خواست دعوت سالار شهیدان امام حسین (عليه السلام) را اجابت كنند. لذا عبيدالله (لع) دستور داد او را از بالاي قصر به پايين انداختند و بدنش قطعه قطعه گرديد و اين چنين به شهادت رسيد .

در کربلا چه گذشت

سخنان امام حسین علیه السلام از مکه تا کربلا

(فَاِنّي لا اَرَي المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَياةَ مَع الظّالِمينَ اِلاّ بَرَماً) ، من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمگران را جز ننگ نمي دانم.

خُزَيمِيّه
سال ۶۰ هجری

زمان: جمعه ۱۸ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام و همراهان يك روز و يك شب در اين منزلگاه توقف كردند، عده اي پيوستن (زهير بن قين) به حسين ابن علی (عليه السلام) را در اين منزلگاه گفته اند.

امام حسين(عليه السلام) خطاب به خواهر گرامیشان زينب بنت علی (عليهاالسلام) در اين منزلگاه مي فرمايد:

خواهرم! آنچه اراده مشيّت خدا بدان تعلق گرفته ، همان خواهد شد .

زَرُود سال ۶۰ هجری

زمان : دوشنبه ۲۱ ذي الحجه ۶۰ هجري

(زهير بن قين) كه داراي عقيده عثماني بود ، در آن سال مراسم حج را بجاي آورده و به كوفه باز مي گشت. ناخوشايندترين چيز نزد او فرود آمدن در يك محل با حسين ابن علی(عليه السلام) بود. هر دو در اين منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالي كه زهير با همراهانش مشغول خوردن غذا بود، امام از طريق نماينده اي، (زهير) را به خيمه اش دعوت كرد، اما او تأملي كرد. همسرش به او گفت: (سبحان الله پسر رسول خدا(ص) تو را مي خواند و تو اجابت نمي كن).

زهير با اكراه به سوي امام حسین(ع) رفت. اما هنگام مراجعت از خيمه آن حضرت، آثار خوشحالي از چهره اش نمايان شد و به همراهان گفت: (من به حسين ابن علی(عليه السلام) ملحق خواهم شد، هر كس ميل دارد در ياري فرزند پيامبر خدا (ص) شركت كند، با ما بيايد و هر كس با ما نيست با او وداع مي كنم). لذا همسرش نيز او را رها نكرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهير، همراه كاروان حسين ابن علی (ع) بود.

امام حسين(عليه السلام) بعد از شهادت زهير ابن قین فرموند:

اي زهير ؛ خدا تو را از لطف و رحمت خويش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزينه و خوك لعنت نمايد .

ثَعلَبيّه سال ۶۰ هجری

زمان : سه شنبه ۲۲ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام (ع) شبانه وارد اين منزلگاه شد و خبر شهادت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه را به وي دادند.

پس از آن حضرت گریستند فرمودند : (اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعون) ، همه از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم، پس از اينها زندگي سودي ندارد. آنگاه اشك به صورتش جاري شد و همراهان نيز گريستند.

آورده اند که : امام حسين(عليه السلام) با يارانش اتمام حجت كرد. اما گروهي كه به طمع مال و مقام دنيا با حضرت آمده بودند، پس از اين خبر، از امام و یارانش جدا شدند.

سخن امام حسين(ع) با مردي از اهل كوفه در اين منزلگاه:

به خدا سوگند كه اگر تو را در مدينه ملاقات مي كردم، اثر جبرئيل را در خانه ما، و نزول او براي وحي به جدم را، به تو نشان مي دادم. اي برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند …

سرزمین کربلا و شهادت امام حسین

زُباله سال ۶۰ هجری

زمان: چهارشنبه ۲۳ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام حسين (عليه السلام) در اين منزلگاه چنين فرمودند: شيعيان كوفه ما را بي يار و ياور گذاشته اند. هر كس از شما بخواهد، مي تواند بازگردد و از سوي ما حقي بر گردنش نيست .

نوه رسول خدا حسينابن علی (عليه السلام) در جواب مردي كه از آيه (يَومَ نَدعوا كُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم) پرسيده بود، فرموند:

پيشوايي، مردم را به راه راست دعوت كرد و گروهي اجابت كردند، و پيشوايي ، مردم را به گمراهي دعوت كرد و گروهي اجابت كردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.

بَطنُ العَقَبه سال ۶۰ هجری

زمان : جمعه ۲۵ ذي الحجه ۶۰ هجري

از سخنان سالار شهیدان(عليه السلام) در اين منزلگاه:

بني اميه مرا رها نكنند تا جان مرا بگيرند. هرگاه چنين كنند، خدا بر آنان كساني مسلط خواهد كرد كه آنها را خوار و ذلیل خواهد ساخت .

شَراف (و ذُو حُسَم) سال ۶۰ هجری

زمان : شنبه ۲۶ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام (ع) در منزلگاه شراف دستور دادند كه آب فراوان برداشته و صبحگاهان حركت كنند. در ميان راه و هنگام ظهر به لشكري برخوردند و امام حسين(عليه السلام) با سرعت و قبل از دشمن در منزل (ذُوحَسَم) مستقر شد. آنگاه امام(عليه السلام) فرمان داد تا لشكر دشمن و نيز اسبان آنان را سيراب كنند .

لشكر امام(عليه السلام) و لشكر دشمن به فرماندهي حُر، نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت خواندند.

امام سپاه حُر را چنين خطاب فرمود: (… ما اهل بيت سزاوارتر به ولايت و حكومت بر شما هستيم از مدعياني كه بر اساس عدالت رفتار نمي كنند و در حق شما ستم روا مي دارند. اي مردم! من به سوي شما نيامدم مگر آن كه دعوتم كرديد. پس اگر از آمدنم ناخشنوديد، بازگردم).

تا حضرت خواست برگردد، حُر مانع گشت. حضرت فرموند: (مادرت به عزايت بنشيند) چه مي خواهي؟ حُر گفت: مأمورم كه تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم . حال اگر نمي پذيري، حداقل راهي را انتخاب كن كه نه به كوفه باشد و نه به مدينه .

از سخنان امام (ع)  در اين منزلگاه :

مگر نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و از باطل پرهيز نمي شود. در اين حال سزاوار است كه مؤمن، لقاي پروردگار را طلب كند.

بَيَضه سال ۶۰ هجری

زمان : يكشنبه ۲۷ ذي الحجه ۶۰ هجري

لشكر امام حسين (ع) و حر كه به موازات و نزديك همديگر حركت مي كردند در اين محل فرود آمدند.

حضرت در اين منزلگاه لشكريان حرّ را مخاطب قرار داده، چنين فرمود: (بني اميه به فرمان شيطان از اطاعت خداوند سرپيچي نموده و فساد كردند. حدود خدا را اجرا نكرده و بيت المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كردند … . شما به من نامه ها نوشتيد و گفتيد كه با من بيعت كرده ايد، حال اگر به بيعت خويش با من پايبند بمانيد كار عاقلانه اي كرده ايد كه من فرزند دخت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اسوه اي براي شما هستم. اگر بيعتتان را بشكنيد، سوگند به جانم! كه از شما هم بعيد نيست، چرا كه با پدرم علي ابن ابی طالب (عليه السلام) و برادرم حسن ابن علی(ع) و پسر عمويم مسلم ابن عقیل  پيمان شكني كرديد. بدانيد اگر چنين كنيد سعادت خودتان را از دست داده ايد.

از سخنان حضرت در اين منزلگاه:

اي مردم! رسول خدا (ص) فرموند: هر كس سلطان ستمگر، پيمان شكن، حلال كننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا(ص) را ببيند و در برابر او بپا نخیزید، جايگاهش با او در جهنم است .

عُذَيبُ الهِجانات سال ۶۰ هجری

زمان : دوشنبه ۲۸ ذي الحجه ۶۰ هجري

چند تن از اهل كوفه با امام ملاقات كرده و اوضاع شهر را چنين توصيف كردند: (به اشراف كوفه رشوه هاي گزاف داده اند و اينك يك دل و يك زبان با تو دشمني مي ورزند و ساير مردم دلشان با توست. اما فردا شمشيرهايشان به روي شما كشيده مي شود).

امام (ع) در اين باره آيه اي را تلاوت و فرمودند كه:

از ميان مؤمنان مرداني هستند بر سر پيمان خود با خدا ايستادگي كرده و به عهد خويش وفا كردند و به شهادت رسيدند و برخي در انتظار شهادت اند … .

قصر بني مُقاتِل سال ۶۱ هجری

زمان: چهارشنبه اول محرم ۶۱ الحرام هجري

گروهي از اهل كوفه در اين منزلگاه خيمه زده بودند، امام از آنها پرسيد: آيا به ياري من مي آييد؟ بعضي گفتند دل ما رضايت به مرگ نمي دهد و بعضي ها گفتند: ما زنان و فرزندان زيادي داريم ، مال بسياري از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت اين جنگ نداريم، لذا از ياري شما معذوريم .

امام (ع) به جوانان امر كرد كه آب بردارند و شبانه حركت كنند.

امام حسين (عليه السلام) در اين منزل به عبيدالله جعفي چنين فرموند:

پس اگر ما را ياري نمي كني خداي را بپرهيز و از اين كه جزو كساني باشي كه با ما مي جنگند. سوگند به خدا اگر كسي فرياد ما را بشنود و ما را ياري نكند، او را به رو در آتش مي افكند.

نينوا  (كربلا) سال ۶۱ هجری

زمان : پنج شنبه دوم محرم الحرام ۶۱ هجري

نينوا جايي است كه حرّ دستور يافت حضرت را در بياباني بي آب و علف و بي دژ و قلعه فرود آورد. امام (ع) براي اقامت در محل مناسب تري، به حركت خود ادامه داد تا به سرزميني رسيد. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام كربلا را شنيد، پس گريست و فرموند: پياده شويد، اينجا محل ريختن خون ما و محل قبور ماست ، و همين جا قبور ما زيارت خواهد شد، و جدم رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم چنين وعده داد .

عبيدالله بن زياد (لعنت الله علیه)نامه اي بدين مضمون براي امام (ع) نوشت: خبر ورود تو به كربلا رسيد. من از جانب يزيد بن معاويه(لع) مأمورم سر بر بالين ننهم تا تو را بكشم و يا به حكم من و حكم يزيد بن معاويه(لع) باز آيي! والسلام. امام حسین (عليه السلام) فرمود: اين نامه را جوابي نيست! زيرا بر عبيدالله عذاب الهي لازم و ثابت است.

امام حسين (عليه السلام) چون نامه ابن زياد را خواندند، فرموند:

(لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق ؛ رستگار نشوند آن گروهي كه خشنودي مردم را با غضب پروردگار خريدند. (خشنودي مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)

تعداد نظامياني كه لباس و سلاح جنگي و حقوق از حكومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو  و برخی ۷۰ هزار جنگجو نوشته اند .

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان: جمعه سوم محرم الحرام ۶۱ هجري

عمر بن سعد (لعنت الله علیه) با لشكري چهار هزار نفره از اهل كوفه وارد كربلا شد.

سخن امام حسين (عليه السلام) هنگام ورود به كربلا :

(اَلنّاسُ عُبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلي اَلسِنَتِهِم يَحوُطُونَهُ ما…؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين آنها جز سخن زبانشان نيست. تا آنگاه كا زندگيشان بچرخد، دنبال دين مي روند. و هرگاه بناي امتحان و آزمايش پيش آيد، دينداري بسيار اندك مي شود).
در کربلا چه گذشت
كربلا
سال ۶۱ هجری

زمان : شنبه چهارم محرم الحرام ۶۱ هجري

عبيدالله بن زياد(لع) در مسجد مردم را چنين خطاب كرد: (اي مردم! خاندان ابوسفيان را آزموديد و آنها را چنان كه مي خواستيد يافتيد!! و يزيد (لع) را مي شناسيد كه داراي رفتار و روشي نيكوست كه به زير دستان احسان مي كند و بخشش هاي او بجاست! اكنون يزيد دستور داده تا بين شما پولي را تقسيم نمايم و شما را به جنگ با دشمنش حسين ابن علی بفرستم).

شمر بن ذي الجوشن (لع) با چهار هزار جنگجو

يزيد بن ركاب (لع) با دو هزار جنگجو

حصين بن نمير (لع) با چهار هزار جنگجو

مضاير بن رهيه (لع)با سه هزار جنگجو

نصر بن حرشه (لع) با دو هزار جنگجو براي جنگ با امام حسين (عليه السلام) اعلام آمادگي كرده و حركت به سوي كربلا را آغاز كردند.

امام (عليه السلام) در پاسخ (قيس بن اشعث) كه سفارش به بيعت با يزيد (لع) مي كرد، فرمود:

نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمي گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمي كنم.

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : يكشنبه پنجم محرم الحرام ۶۱ هجري

نيروهاي پراكنده در سطح شهر كوفه آرام آرام جمع شده و به لشكر عمر ابن سعد(لعنت الله علیه) در کربلا مي پيوندند.

عبيدالله ابن زیاد (لع) عده اي را مأموريت داد تا در مسير به سوي كربلا بايستند و از حركت كساني كه به قصد ياري پسر فاطمه(عليه السلام) از كوفه خارج مي شوند، جلوگيري كنند.

چون گروهي از مردم مي دانستند جنگ با امام حسين(عليه السلام) در حكم جنگ با خدا و پيامبر (ص) است در انتهای راه از لشكر دشمن جدا شده و فرار مي كردند.

از سخنان امام حسين(عليه السلام) در کربلا با لشكر کفر و ریا:

هيهات ما به ذلت تن نخواهيم داد . خدا و رسول او و مؤمنان هرگز براي ما ذلت را نپسنديدند، دامن هاي پاكي كه ما را پرورش داده ، و سرهاي پر شور و مردان غيرتمند هرگز اطاعت از فرومايگان را بر كشته شدن مردانه ترجيح ندهند.

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : دوشنبه ششم محرم الحرام ۶۱ هجري

عمر ابن سعد(لع) نامه اي را از عبيدالله(لع) دريافت مي دارد كه مضمون آن نامه این چنين است: من از لشكر سواره و پياده چيزي را از تو فرو گذار نكردم، و توجه داشته باش كه مأموراني برگزيده ام كه هر روز وضعيت را به من گزارش كنند.

حبيب بن مظاهر اسدی  از امام (ع) اجازه مي گيرد تا نزد طايفه اي از بني اسد كه در آن نزديكي کربلا زندگي مي كردند برود و آنان را به ياري فرا بخواند، امام (ع) اجازه دادند. حبيب نزد آنها رفت و گفت: (امروز از من فرمان بريد و به ياري حسين ابن علی (ع) بشتابيد تا شرف دنيا و آخرت از آنِ شما باشد) . تعداد۹۰ نفر بپا خواستند و حركت كردند، اما در ميان راه با لشكر عمر ابن سعد (لع) برخورد كردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراكنده شده و برگشتند. حبيب به نزد امام (ع) رسيد و جريان را تعريف نمود. امام گفتند :(لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ).

نامه امام حسين(عليه السلام) از كربلا به برادرش محمد بن حنفيّه و بني هاشم:

… مثل اين كه دنيا اصلاً وجود نداشته(اينگونه دنيا بي ارزش و نابود شدني است) و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.

حضرت (زهير بن قيس) را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس ابن علی(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديك مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرموند: دوست ندارم كه آغازگر جنگ در کربلا باشم.

کربلا سرزمین بلا

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : سه شنبه هفتم محرم الحرام ۶۱ هجري

تعداد نظامياني كه لباس و سلاح جنگي و حقوق از حكومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را ، قریب بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند (البته عده ای تعاد آنها را ۷۰ هزار خوانده).

عمر ابن سعد(لع) نامه اي بدين مضمون از عبيدالله (لع) دريافت كرد كه : سپاهيان خود را بين امام حسين (عليه السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بينداز به طوري كه حتي قطره اي آب به امام حسین (عليه السلام) نرسد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداري شد (البته که آب را امیر المومنین به آنها رساند) ، عمر ابن سعد(لع) ۵۰۰ سوار را در كنار شريعه فرات مستقر كرد. يكي از آنها فرياد زد يا حسين! به خدا سوگند كه قطره اي از اين آب را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي!

امام حسین(ع) فرموند : (خدايا! او را از تشنگي هلاك كن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده) ،حميد بن مسلم مي گويد به چشم خود ديدم كه نفرين امام حسين (عليه السلام) تحقق يافت.

امام حسين (عليه السلام) سپاه دشمن را اين چنين نفرين كرد:

بار خدايا! باران آسمان را از اينان دريغ بفرما، و بر ايشان تنگي و قحطي(همچون سال هاي قحطي يوسف در مصر) پديد آور، و آن غلام ثقي (حجاج بن يوسف ثقفی) را بر ايشان بگمار تا جام زهر به ايشان بچشاند زيرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بيتم و شيعيان مرا از اينان بگيرد.
كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : چهارشنبه هشتم محرم الحرام ۶۱ هجري

هر لحظه تب عطش در خيمه ها افزون مي شد، امام حسين(عليه السلام) برادرش ابالفضل (ع) را به همراه عده اي، شبانه حركت دادند. آنها با يك برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شكسته و مشك ها را پر از آب كردند و به خيمه ها برگشتند.

ملاقات امام حسين(عليه السلام) با عمر ابن سعد (لع) در کربلا:

امام (ع) فرموند : (اي پسر سعد! آيا با من مقاتله مي كني و از خدا هراسي نداري؟)
پسر سعد گفت: (اگر از اين گروه جدا شوم خانه ام را خراب و اموالم را از من مي گيرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زياد بيمناكم).

امام حسین (ع) فرموند :
(تو را چه مي شود؟ خدا جان تو را به زودي در بستر بگيرد و تو را در روز قيامت نيامرزد … گمان مي كني كه به حكومت ملک ري خواهي رسيد؟ به خدا چنين نيست و به آرزويت نخواهي رسيد).

سخن امام (ع) با يارانش:

اي بزرگ زادگان! صبر پيشه كنيد كه مرگ جز پلي نيست كه شما را از سختي و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت هاي هميشگي آن مي رساند.

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : پنج شنبه نهم محرم الحرام ۶۱ هجري

شمرابن ذی الجوشن (لعنت الله علیه) خود را به خيام امام حسين(عليه السلام) رسانده، ضمن صدا كردن حضرت عباس ابن علی (ع) و ديگر فرزندان ام البنين (سلام الله علیها) ، مي گويد: (براي شما از عبيدالله امان نامه گرفتم) آنها هماهنگ با هم : (خدا تو را و امان نامه تو را لعنت كند، ما امان داشته باشيم و پسر دختر پيامبر خدا (ص)امان نداشته باشد؟)

امام حسين(عليه السلام) توسط حضرت ابوالفضل العباس (ع) از دشمن يك شب را براي نماز، راز و نياز با خدا و تلاوت قرآن مهلت مي گيرد.

حفر خندق در اطراف خيمه ها براي مقابله با شبيخون دشمن و قطع كردن راه ارتباطي دشمن با خيام از سه طرف  كه فقط از يك قسمت ارتباط برقرار باشد  و ياران امام (ع) در آنجا مستقر بودند. اين تدبير امام حسین (عليه السلام) براي اصحاب بسيار سودمند بود، گروهي از لشكر عمر ابن سعد(لع) به سپاه امام (عليه السلام) مي پيوندند.

سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به دشمنان :

واي بر شما! چه زياني مي بريد اگر صداي مرا بشنويد ؟! من شما را به يك راه راست مي خوانم، اما شما از همه فرامين من سر باز مي زنيد ، چرا كه شكم هاي شما از مال حرام پر شده و بر دل هاي شما مُهر شقاوت زده شده است .

كربلاسال ۶۱ هجری

زمان : جمعه دهم محرم الحرام۶۱ هجري (روز عاشورا)

امام حسين(عليه السلام) با يارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنين سخن گفتند : (… خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد كه صبر و شكيبايي را پيشه خود سازيد).

حضرت (زهير بن قین) را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش ابالفضل العباس(عليه السلام) سپردند. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديك مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم كه آغازگر جنگ با اين گروه باشم.

عمر بن سعد تير را بر كمان نهاده و به سوي ياران امام (ع) انداخت و گفت: گواه باشيد كه اول كسي بودم كه به سوي لشكر حسين ابن علی تير انداختم!

سپس سپاهيان عمر ابن سعد (لع) تير بر كمان نهاده و از هر طرف ياران امام حسين(عليه السلام) را نشانه رفتند. حضرت فرموند : (ياران من! بپاخيزيد و به سوي مرگ (شهادت) بشتابيد، خدا شما را بيامرزد).

در حمله اول چهار تن شهيد شدند و سپس ياران باقي مانده هر كدام به نوبت به تنهايي به ميدان رزم شتافته و به شهادت مي رسيدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بني هاشم رسيد و آنها نيز شربت شهادت را نوشيدند.

امام حسين(عليه السلام) كه يكه و تنها مانده بود ، نگاهي به اجساد مطهر وپاک شهدا كرده و آنها را صدا مي كرد. حضرت براي وداع آخر به سوي خيام آمد، آنگاه در حالي كه شمشيرش را از غلاف بيرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نماياني كرد. دشمن از هر طرف وي را محاصره نمود، ناگاه تيري سه شعبه از جانب حرمله کاهل اسدی (علیه لعنته والعذاب)به قلب مباركش اصابت كرد و در حالي كه يكصد و چند نشانه تير و نيزه بر پيكرش مبارکش بود، نقش بر زمين گشت و آنگاه شمر ابن ذالجوشن (لعنت الله علیه) و یا سنان ابن انس نخعی (لعنت الله علیه) بر روی سینه مبارک ایشان نشست و سر مبارک اشرف مخلوقات عالم کسی که پدر و مادرش بهترین خلق روی زمین و کسی که از دستان پیامبر خدا (ص) غذا می خورد را از بدن جدا کرد.

و سَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا اَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ

و اما کلام آخر

خدایا به حق خون ب ناحق ریخته شه سید و سالار شهیان در دشت کربلا و به حق عمه سادات زینب کبری (سلام الله علیها) و به حق گلوی بریده شده شیر خواره سید الشهدا (ع) فرج منتقم خون شهدای کربلا را برسان الهی آمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سرزمین کربلا

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است