لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
خانه » مذهبی و اعتقادی

مذهبی و اعتقادی

قیام امام حسین،خروج امام حسین یا حرکت امام حسین(ع)کدام درست است؟

حرکت امام حسین به سمت کربلا

در بسیاری از محافل و متاسفانه در کتب موجود از واقعه حرکت امام حسین از مدینه به مکه و کربلا از خروج حضرت و قیام امام حسین علیه السلام صحبت شده اما به درستی کدام کلمه درست است

۱-قیام

۲-خروج

۳-حرکت

همانطور که همه ما می دانیم محرم از ماه های حرام به حساب می آید و جنگ و خونریزی در این ماه حرام است و حتی اعراب جاهلیت و یا حتی بت پرستان در این ماه از جنگ و خون ریزی ابا داشتند و همیشه حرمت این ماه عزیز را نگه می داشتند ، اما چرا واقعه حرکت امام حسین علیه السلام را به قیام یا خروج می خوانند.

معنی کلمه قیام و خروج

در لغت قیام به معنای به پا خواستن است و در اینجا به معنای مقابله و جنگیدن است و کلمه خروج یعنی خارج شدن و آن هم به معنای مبارزه کردن و جنگ طلبی است .

اما سوال اینجاست که چرا کلمه قیام و خروج برای حرکت سید و سالار شهیدان به کار می رود ، مگر محرم ماه حرام به حساب نمی آید ، مگر در ماه حرام جنگ و خونریزی حرام نیست ، مگر امام حسین علیه السلام معصوم و بری از گناه نیست ، آیا امام حسین نفس اسلام نیست ، آیا امام حسین اشرف مخلوقات نیست ، آیا امام حسین علیه السلام (نعوذ بالله) برای جنگیدن در ماه حرام خروج کرده و….

با کمی تفکر در می یابیم که تمامی این کلمات از حلقوم دشمن بلند شده و حرکت امام حسین علیه السلام را به قیام و خروج نسبت داده اند تا پسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم را تهمت بزنند و بگویند که حسین ابن علی (ع) در ماه حرام اقدام به جنگ کرده (نعوذ بالله) و به تمع حکومت راهی کوفه شده است.

فلذا از تمامی شما سخنوران و سخنرانان عاجزانه درخواست می کنم که به جای کلمه قیام و خروج برای امام حسین از کلمه حرکت استفاده کنید  چون امام حسین (ع) از مدینه و مکه حرکت کردند تا حرمت خانه خدا حفظ شود و بنا به دعوت جماعت ابن الوقت کوفه به سمت کوفه حرکت کردند ، اما افسوس که به قول و حرف خود وفا نکردند و پسر فاطمه زهرا (س) را در سرزمین کربلا کنار رود فرات با لب تشنه به شهادت رساندند و خانواده ایشان را به اسارت بردند.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین الشهید

 قیام یا حرکت

از مدینه منوره تا کربلا همراه با سید و سالار شهیدان

از مدینه تا کربلا با امام حسین علیه السلام

فلسف حرکت سالار شهیدان امام حسین (عليه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حركت از مدينه و موضع گيري هاي ايشان در برابر حوادثي كه در منزلگاه هاي ميان راه روي داده است مي توان پیدا کرد و از آنها درس گرفت.

وداع امام حسین با خواهرش در کربلا

مدینه سال ۶۰ هجری

حاكم آن وقت مدينه (وليد بن عتبة) پس از مرگ معاويه (لعنت الله علیه) دستور يافت تا از امام حسين (عليه السلام) براي يزيد ابن معاویه (لعنت الله علیه) بيعت بگيرد ، امام فرموند: (… يزيد فردي است شرابخوار و فاسق كه به ناحق خون مي ريزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بي گناه آلوده گرديده و شخصيتي همچون من با چنين مرد فاسدي  و بی دینی بيعت نمي كند).

وقتي مروان بن حكم (لعنت الله علیه) بيعت با يزيد (لع) را از امام درخواست كرد امام حسين(عليه السلام) فرموند: اي دشمن خدا! دور شو ، من از جد بزرگوارم حضرت محمد صل الله علیه و آله وسلم شنيدم كه فرموند: (خلافت بر آل ابوسفيان حرام است اگر معاويه (لع) را بر فراز منبر من ديديد او را بكشيد). و امت او چنين ديدند و عمل نكردند و اينك خداوند آنان را به يزيد(لع) فاسق و شرور گرفتار كرده است .

حضرت اباعبدالله الحسین(عليه السلام) در شب ۲۸ رجب سال ۶۰ هجري همراه با بيشتر خاندان خود و بعضي ياران، پس از وداع با جدش پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) از مدينه به سوی مكه حركت كرد.

نوه رسول خدا (عليه السلام) هدف حرکت خود را از مدينه را در وصيتنامه خود چنين بيان مي كند:
… و جز اين نيست كه براي اصلاح در ميان امت جدم حرکت کردم . مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كرده و به راه و روش جدم (محمد مصطفی (ص) و پدرم علي مرتضی (ع) رفتار نمايم) .

كسي كه به سوي خدا دعوت كند عمل نيك انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمي شود … اگر در نوشتن نامه ات خير مرا آرزو كرده اي، خدا پاداش تو را بدهد.

مكه سال ۶۰ هجری

زمان : از ۳ شعبان تا ۸ ذي الحجه ۶۰ هجري

حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) در سوم شعبان به مكه رسيد و در خانه عباس بن عبدالمطلب سكني گزيد . مردم مكه و زائران خانه خدا كه از اطراف آمده بودند به ديدارامام (ع) شرفياب مي شدند.

امام حسين(عليه السلام) پس از رسيدن دوازده هزار نامه از جانب كوفيان، مسلم بي عقيل (پسر عموی خود) را در روز ۱۵ رمضان به عنوان سفیر خويش به سوي مردم كوفه فرستاد.

امام حسين(عليه السلام) طي نامه هايي به مردم بصره و كوفه، سزاوارترين مردم براي خلافت و امامت را اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) معرفي كرد و …
امام (ع) با رسيدن نامه مسلم بن عقيل مبني بر بيعت مردم كوفه با ایشان و از سوي ديگر براي حفظ حرمت خانه خدا ، كه تصميم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند  حج را به عمره تبديل كرد و در هشتم ذي الحجه به رغم مخالفت بسياري از دوستان به سوي عراق عرب راهی شدند.

لحظه به لحظه در کربلا

  بخشی از سخانان حضرت در آخرین لحظات در مکه

ما اهل بيت به رضاي خدا راضي و خشنوديم … هر كس مي خواهد در راه ما جانبازي كند و خون خويش را در راه لقاي پروردگار نثار نمايد، آماده حركت با ما باشد .

صَفّاح
سال۶۰ هجری

زمان: چهارشنبه ۹ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام حسين(عليه السلام) در پاسخ به مخالفين حركت به سوي عراق، فرموند : (رسول خدا را در خواب ديدم و به امر مهمي ماموريت يافتم و بايد آن را تعقيب كنم).

در اين منطقه فرزدق شاعر امام (ع) ملاقات كرد و در جواب حضرت كه از احوال مردم عراق جويا شده بود، گفت: دل هاي مردم با شماست وليكن شمشيرشان با بني اميه است .

کلام امام حسين (عليه السلام) خطاب به فرزدق در اين منزلگاه :

اگر پيش آمدها طبق مراد باشد، خدا را بر نعمت هايش شكر گوييم . اگر پيش آمدها طبق مراد نبود آن كس كه نيتش حق و تقوا بر دلش حكومت مي كند، از مسير صحيح خارج نشود و هرگز ضرر نخواهد كرد.

ذات عِرق سال ۶۰ هجری

زمان: دوشنبه ۱۴ ذي الحجه ۶۰ هجري

در اين منزلگاه بود كه عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زينب (سلام الله عليها) امان نامه اي را از استاندار مدينه (عمرو بن سعيد) كه آن ايام در مكه به سر مي برد ، گرفت و براي امام آورد كه مضمون آن چنين بود: من تو را از ايجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاك شدن تو مي ترسم ، لذا به سوي من برگرد تا در امان من بماني!

امام حسین (ع) در جواب چنين فرمود: كسي كه به سوي خدا دعوت كند عمل نيك انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسول خدا ، جدا نمي شود … اگر در نوشتن نامه ات خير مرا آرزو كرده اي، خدا پاداش تو را بدهد.

عبدالله پسران خويش (عون و محمد) را به خدمت در كنار امام (ع) و جهاد با دشمنان سفارش كرد و خود به سوي مكه بازگشت .

قسمتي از نامه امام به عمربن سعيد كه در اين منزلگاه نوشت:

بهترين امان ، امان خداوند است . از خداوند ، ترس از او را در دنيا خواهانيم تا در قيامت به ما امان بخشد.

حاجِر سال ۶۰ هجری
زمان: سه شنبه ۱۵ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام نامه اي را براي تعدادي از مردم كوفه توسط (قَيس بن مُسهِر) فرستاد و این چنين نوشت : (نامه مسلم بن عقيل كه حاكي از اجتماع شما در كمك و طلب حق ما بود به من رسيد خداوند به خاطر نصرت و ياريتان پاداش بزرگي نصيبتان كند … هنگامي كه فرستاده من (قيس) بر شما وارد شد در كارتان محكم و كوشا باشيد، من همين روزها به شما خواهم رسید).

(قيس) را در ميان راه دستگير كردند. او به ناچار نامه حضرت را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند. سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبيدالله ابن زیاد (لعنت الله علیه) بردند. از او خواستند نام افرادي كه به حسين ابن علی (عليه السلام) نامه نوشته اند افشا كند و يا در برابر مردم به امام حسين(عليه السلام) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالاي قصر رفته و ضمن تمجيد از امام علي(عليه السلام) و فرزندانش و معرفي خويش، پسر مرجانه (لعنت الله علیه) و يارانش را نفرين كرد و خبر از حركت حضرت به سوي آنان داد و از مردم خواست دعوت سالار شهیدان امام حسین (عليه السلام) را اجابت كنند. لذا عبيدالله (لع) دستور داد او را از بالاي قصر به پايين انداختند و بدنش قطعه قطعه گرديد و اين چنين به شهادت رسيد .

در کربلا چه گذشت

سخنان امام حسین علیه السلام از مکه تا کربلا

(فَاِنّي لا اَرَي المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَياةَ مَع الظّالِمينَ اِلاّ بَرَماً) ، من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمگران را جز ننگ نمي دانم.

خُزَيمِيّه
سال ۶۰ هجری

زمان: جمعه ۱۸ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام و همراهان يك روز و يك شب در اين منزلگاه توقف كردند، عده اي پيوستن (زهير بن قين) به حسين ابن علی (عليه السلام) را در اين منزلگاه گفته اند.

امام حسين(عليه السلام) خطاب به خواهر گرامیشان زينب بنت علی (عليهاالسلام) در اين منزلگاه مي فرمايد:

خواهرم! آنچه اراده مشيّت خدا بدان تعلق گرفته ، همان خواهد شد .

زَرُود سال ۶۰ هجری

زمان : دوشنبه ۲۱ ذي الحجه ۶۰ هجري

(زهير بن قين) كه داراي عقيده عثماني بود ، در آن سال مراسم حج را بجاي آورده و به كوفه باز مي گشت. ناخوشايندترين چيز نزد او فرود آمدن در يك محل با حسين ابن علی(عليه السلام) بود. هر دو در اين منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالي كه زهير با همراهانش مشغول خوردن غذا بود، امام از طريق نماينده اي، (زهير) را به خيمه اش دعوت كرد، اما او تأملي كرد. همسرش به او گفت: (سبحان الله پسر رسول خدا(ص) تو را مي خواند و تو اجابت نمي كن).

زهير با اكراه به سوي امام حسین(ع) رفت. اما هنگام مراجعت از خيمه آن حضرت، آثار خوشحالي از چهره اش نمايان شد و به همراهان گفت: (من به حسين ابن علی(عليه السلام) ملحق خواهم شد، هر كس ميل دارد در ياري فرزند پيامبر خدا (ص) شركت كند، با ما بيايد و هر كس با ما نيست با او وداع مي كنم). لذا همسرش نيز او را رها نكرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهير، همراه كاروان حسين ابن علی (ع) بود.

امام حسين(عليه السلام) بعد از شهادت زهير ابن قین فرموند:

اي زهير ؛ خدا تو را از لطف و رحمت خويش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزينه و خوك لعنت نمايد .

ثَعلَبيّه سال ۶۰ هجری

زمان : سه شنبه ۲۲ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام (ع) شبانه وارد اين منزلگاه شد و خبر شهادت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه را به وي دادند.

پس از آن حضرت گریستند فرمودند : (اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعون) ، همه از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم، پس از اينها زندگي سودي ندارد. آنگاه اشك به صورتش جاري شد و همراهان نيز گريستند.

آورده اند که : امام حسين(عليه السلام) با يارانش اتمام حجت كرد. اما گروهي كه به طمع مال و مقام دنيا با حضرت آمده بودند، پس از اين خبر، از امام و یارانش جدا شدند.

سخن امام حسين(ع) با مردي از اهل كوفه در اين منزلگاه:

به خدا سوگند كه اگر تو را در مدينه ملاقات مي كردم، اثر جبرئيل را در خانه ما، و نزول او براي وحي به جدم را، به تو نشان مي دادم. اي برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند …

سرزمین کربلا و شهادت امام حسین

زُباله سال ۶۰ هجری

زمان: چهارشنبه ۲۳ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام حسين (عليه السلام) در اين منزلگاه چنين فرمودند: شيعيان كوفه ما را بي يار و ياور گذاشته اند. هر كس از شما بخواهد، مي تواند بازگردد و از سوي ما حقي بر گردنش نيست .

نوه رسول خدا حسينابن علی (عليه السلام) در جواب مردي كه از آيه (يَومَ نَدعوا كُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم) پرسيده بود، فرموند:

پيشوايي، مردم را به راه راست دعوت كرد و گروهي اجابت كردند، و پيشوايي ، مردم را به گمراهي دعوت كرد و گروهي اجابت كردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.

بَطنُ العَقَبه سال ۶۰ هجری

زمان : جمعه ۲۵ ذي الحجه ۶۰ هجري

از سخنان سالار شهیدان(عليه السلام) در اين منزلگاه:

بني اميه مرا رها نكنند تا جان مرا بگيرند. هرگاه چنين كنند، خدا بر آنان كساني مسلط خواهد كرد كه آنها را خوار و ذلیل خواهد ساخت .

شَراف (و ذُو حُسَم) سال ۶۰ هجری

زمان : شنبه ۲۶ ذي الحجه ۶۰ هجري

امام (ع) در منزلگاه شراف دستور دادند كه آب فراوان برداشته و صبحگاهان حركت كنند. در ميان راه و هنگام ظهر به لشكري برخوردند و امام حسين(عليه السلام) با سرعت و قبل از دشمن در منزل (ذُوحَسَم) مستقر شد. آنگاه امام(عليه السلام) فرمان داد تا لشكر دشمن و نيز اسبان آنان را سيراب كنند .

لشكر امام(عليه السلام) و لشكر دشمن به فرماندهي حُر، نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت خواندند.

امام سپاه حُر را چنين خطاب فرمود: (… ما اهل بيت سزاوارتر به ولايت و حكومت بر شما هستيم از مدعياني كه بر اساس عدالت رفتار نمي كنند و در حق شما ستم روا مي دارند. اي مردم! من به سوي شما نيامدم مگر آن كه دعوتم كرديد. پس اگر از آمدنم ناخشنوديد، بازگردم).

تا حضرت خواست برگردد، حُر مانع گشت. حضرت فرموند: (مادرت به عزايت بنشيند) چه مي خواهي؟ حُر گفت: مأمورم كه تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم . حال اگر نمي پذيري، حداقل راهي را انتخاب كن كه نه به كوفه باشد و نه به مدينه .

از سخنان امام (ع)  در اين منزلگاه :

مگر نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و از باطل پرهيز نمي شود. در اين حال سزاوار است كه مؤمن، لقاي پروردگار را طلب كند.

بَيَضه سال ۶۰ هجری

زمان : يكشنبه ۲۷ ذي الحجه ۶۰ هجري

لشكر امام حسين (ع) و حر كه به موازات و نزديك همديگر حركت مي كردند در اين محل فرود آمدند.

حضرت در اين منزلگاه لشكريان حرّ را مخاطب قرار داده، چنين فرمود: (بني اميه به فرمان شيطان از اطاعت خداوند سرپيچي نموده و فساد كردند. حدود خدا را اجرا نكرده و بيت المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كردند … . شما به من نامه ها نوشتيد و گفتيد كه با من بيعت كرده ايد، حال اگر به بيعت خويش با من پايبند بمانيد كار عاقلانه اي كرده ايد كه من فرزند دخت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اسوه اي براي شما هستم. اگر بيعتتان را بشكنيد، سوگند به جانم! كه از شما هم بعيد نيست، چرا كه با پدرم علي ابن ابی طالب (عليه السلام) و برادرم حسن ابن علی(ع) و پسر عمويم مسلم ابن عقیل  پيمان شكني كرديد. بدانيد اگر چنين كنيد سعادت خودتان را از دست داده ايد.

از سخنان حضرت در اين منزلگاه:

اي مردم! رسول خدا (ص) فرموند: هر كس سلطان ستمگر، پيمان شكن، حلال كننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا(ص) را ببيند و در برابر او بپا نخیزید، جايگاهش با او در جهنم است .

عُذَيبُ الهِجانات سال ۶۰ هجری

زمان : دوشنبه ۲۸ ذي الحجه ۶۰ هجري

چند تن از اهل كوفه با امام ملاقات كرده و اوضاع شهر را چنين توصيف كردند: (به اشراف كوفه رشوه هاي گزاف داده اند و اينك يك دل و يك زبان با تو دشمني مي ورزند و ساير مردم دلشان با توست. اما فردا شمشيرهايشان به روي شما كشيده مي شود).

امام (ع) در اين باره آيه اي را تلاوت و فرمودند كه:

از ميان مؤمنان مرداني هستند بر سر پيمان خود با خدا ايستادگي كرده و به عهد خويش وفا كردند و به شهادت رسيدند و برخي در انتظار شهادت اند … .

قصر بني مُقاتِل سال ۶۱ هجری

زمان: چهارشنبه اول محرم ۶۱ الحرام هجري

گروهي از اهل كوفه در اين منزلگاه خيمه زده بودند، امام از آنها پرسيد: آيا به ياري من مي آييد؟ بعضي گفتند دل ما رضايت به مرگ نمي دهد و بعضي ها گفتند: ما زنان و فرزندان زيادي داريم ، مال بسياري از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت اين جنگ نداريم، لذا از ياري شما معذوريم .

امام (ع) به جوانان امر كرد كه آب بردارند و شبانه حركت كنند.

امام حسين (عليه السلام) در اين منزل به عبيدالله جعفي چنين فرموند:

پس اگر ما را ياري نمي كني خداي را بپرهيز و از اين كه جزو كساني باشي كه با ما مي جنگند. سوگند به خدا اگر كسي فرياد ما را بشنود و ما را ياري نكند، او را به رو در آتش مي افكند.

نينوا  (كربلا) سال ۶۱ هجری

زمان : پنج شنبه دوم محرم الحرام ۶۱ هجري

نينوا جايي است كه حرّ دستور يافت حضرت را در بياباني بي آب و علف و بي دژ و قلعه فرود آورد. امام (ع) براي اقامت در محل مناسب تري، به حركت خود ادامه داد تا به سرزميني رسيد. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام كربلا را شنيد، پس گريست و فرموند: پياده شويد، اينجا محل ريختن خون ما و محل قبور ماست ، و همين جا قبور ما زيارت خواهد شد، و جدم رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم چنين وعده داد .

عبيدالله بن زياد (لعنت الله علیه)نامه اي بدين مضمون براي امام (ع) نوشت: خبر ورود تو به كربلا رسيد. من از جانب يزيد بن معاويه(لع) مأمورم سر بر بالين ننهم تا تو را بكشم و يا به حكم من و حكم يزيد بن معاويه(لع) باز آيي! والسلام. امام حسین (عليه السلام) فرمود: اين نامه را جوابي نيست! زيرا بر عبيدالله عذاب الهي لازم و ثابت است.

امام حسين (عليه السلام) چون نامه ابن زياد را خواندند، فرموند:

(لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق ؛ رستگار نشوند آن گروهي كه خشنودي مردم را با غضب پروردگار خريدند. (خشنودي مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)

تعداد نظامياني كه لباس و سلاح جنگي و حقوق از حكومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو  و برخی ۷۰ هزار جنگجو نوشته اند .

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان: جمعه سوم محرم الحرام ۶۱ هجري

عمر بن سعد (لعنت الله علیه) با لشكري چهار هزار نفره از اهل كوفه وارد كربلا شد.

سخن امام حسين (عليه السلام) هنگام ورود به كربلا :

(اَلنّاسُ عُبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلي اَلسِنَتِهِم يَحوُطُونَهُ ما…؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين آنها جز سخن زبانشان نيست. تا آنگاه كا زندگيشان بچرخد، دنبال دين مي روند. و هرگاه بناي امتحان و آزمايش پيش آيد، دينداري بسيار اندك مي شود).
در کربلا چه گذشت
كربلا
سال ۶۱ هجری

زمان : شنبه چهارم محرم الحرام ۶۱ هجري

عبيدالله بن زياد(لع) در مسجد مردم را چنين خطاب كرد: (اي مردم! خاندان ابوسفيان را آزموديد و آنها را چنان كه مي خواستيد يافتيد!! و يزيد (لع) را مي شناسيد كه داراي رفتار و روشي نيكوست كه به زير دستان احسان مي كند و بخشش هاي او بجاست! اكنون يزيد دستور داده تا بين شما پولي را تقسيم نمايم و شما را به جنگ با دشمنش حسين ابن علی بفرستم).

شمر بن ذي الجوشن (لع) با چهار هزار جنگجو

يزيد بن ركاب (لع) با دو هزار جنگجو

حصين بن نمير (لع) با چهار هزار جنگجو

مضاير بن رهيه (لع)با سه هزار جنگجو

نصر بن حرشه (لع) با دو هزار جنگجو براي جنگ با امام حسين (عليه السلام) اعلام آمادگي كرده و حركت به سوي كربلا را آغاز كردند.

امام (عليه السلام) در پاسخ (قيس بن اشعث) كه سفارش به بيعت با يزيد (لع) مي كرد، فرمود:

نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمي گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمي كنم.

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : يكشنبه پنجم محرم الحرام ۶۱ هجري

نيروهاي پراكنده در سطح شهر كوفه آرام آرام جمع شده و به لشكر عمر ابن سعد(لعنت الله علیه) در کربلا مي پيوندند.

عبيدالله ابن زیاد (لع) عده اي را مأموريت داد تا در مسير به سوي كربلا بايستند و از حركت كساني كه به قصد ياري پسر فاطمه(عليه السلام) از كوفه خارج مي شوند، جلوگيري كنند.

چون گروهي از مردم مي دانستند جنگ با امام حسين(عليه السلام) در حكم جنگ با خدا و پيامبر (ص) است در انتهای راه از لشكر دشمن جدا شده و فرار مي كردند.

از سخنان امام حسين(عليه السلام) در کربلا با لشكر کفر و ریا:

هيهات ما به ذلت تن نخواهيم داد . خدا و رسول او و مؤمنان هرگز براي ما ذلت را نپسنديدند، دامن هاي پاكي كه ما را پرورش داده ، و سرهاي پر شور و مردان غيرتمند هرگز اطاعت از فرومايگان را بر كشته شدن مردانه ترجيح ندهند.

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : دوشنبه ششم محرم الحرام ۶۱ هجري

عمر ابن سعد(لع) نامه اي را از عبيدالله(لع) دريافت مي دارد كه مضمون آن نامه این چنين است: من از لشكر سواره و پياده چيزي را از تو فرو گذار نكردم، و توجه داشته باش كه مأموراني برگزيده ام كه هر روز وضعيت را به من گزارش كنند.

حبيب بن مظاهر اسدی  از امام (ع) اجازه مي گيرد تا نزد طايفه اي از بني اسد كه در آن نزديكي کربلا زندگي مي كردند برود و آنان را به ياري فرا بخواند، امام (ع) اجازه دادند. حبيب نزد آنها رفت و گفت: (امروز از من فرمان بريد و به ياري حسين ابن علی (ع) بشتابيد تا شرف دنيا و آخرت از آنِ شما باشد) . تعداد۹۰ نفر بپا خواستند و حركت كردند، اما در ميان راه با لشكر عمر ابن سعد (لع) برخورد كردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراكنده شده و برگشتند. حبيب به نزد امام (ع) رسيد و جريان را تعريف نمود. امام گفتند :(لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ).

نامه امام حسين(عليه السلام) از كربلا به برادرش محمد بن حنفيّه و بني هاشم:

… مثل اين كه دنيا اصلاً وجود نداشته(اينگونه دنيا بي ارزش و نابود شدني است) و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.

حضرت (زهير بن قيس) را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس ابن علی(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديك مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرموند: دوست ندارم كه آغازگر جنگ در کربلا باشم.

کربلا سرزمین بلا

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : سه شنبه هفتم محرم الحرام ۶۱ هجري

تعداد نظامياني كه لباس و سلاح جنگي و حقوق از حكومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را ، قریب بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند (البته عده ای تعاد آنها را ۷۰ هزار خوانده).

عمر ابن سعد(لع) نامه اي بدين مضمون از عبيدالله (لع) دريافت كرد كه : سپاهيان خود را بين امام حسين (عليه السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بينداز به طوري كه حتي قطره اي آب به امام حسین (عليه السلام) نرسد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداري شد (البته که آب را امیر المومنین به آنها رساند) ، عمر ابن سعد(لع) ۵۰۰ سوار را در كنار شريعه فرات مستقر كرد. يكي از آنها فرياد زد يا حسين! به خدا سوگند كه قطره اي از اين آب را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي!

امام حسین(ع) فرموند : (خدايا! او را از تشنگي هلاك كن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده) ،حميد بن مسلم مي گويد به چشم خود ديدم كه نفرين امام حسين (عليه السلام) تحقق يافت.

امام حسين (عليه السلام) سپاه دشمن را اين چنين نفرين كرد:

بار خدايا! باران آسمان را از اينان دريغ بفرما، و بر ايشان تنگي و قحطي(همچون سال هاي قحطي يوسف در مصر) پديد آور، و آن غلام ثقي (حجاج بن يوسف ثقفی) را بر ايشان بگمار تا جام زهر به ايشان بچشاند زيرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بيتم و شيعيان مرا از اينان بگيرد.
كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : چهارشنبه هشتم محرم الحرام ۶۱ هجري

هر لحظه تب عطش در خيمه ها افزون مي شد، امام حسين(عليه السلام) برادرش ابالفضل (ع) را به همراه عده اي، شبانه حركت دادند. آنها با يك برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شكسته و مشك ها را پر از آب كردند و به خيمه ها برگشتند.

ملاقات امام حسين(عليه السلام) با عمر ابن سعد (لع) در کربلا:

امام (ع) فرموند : (اي پسر سعد! آيا با من مقاتله مي كني و از خدا هراسي نداري؟)
پسر سعد گفت: (اگر از اين گروه جدا شوم خانه ام را خراب و اموالم را از من مي گيرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زياد بيمناكم).

امام حسین (ع) فرموند :
(تو را چه مي شود؟ خدا جان تو را به زودي در بستر بگيرد و تو را در روز قيامت نيامرزد … گمان مي كني كه به حكومت ملک ري خواهي رسيد؟ به خدا چنين نيست و به آرزويت نخواهي رسيد).

سخن امام (ع) با يارانش:

اي بزرگ زادگان! صبر پيشه كنيد كه مرگ جز پلي نيست كه شما را از سختي و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت هاي هميشگي آن مي رساند.

كربلا سال ۶۱ هجری

زمان : پنج شنبه نهم محرم الحرام ۶۱ هجري

شمرابن ذی الجوشن (لعنت الله علیه) خود را به خيام امام حسين(عليه السلام) رسانده، ضمن صدا كردن حضرت عباس ابن علی (ع) و ديگر فرزندان ام البنين (سلام الله علیها) ، مي گويد: (براي شما از عبيدالله امان نامه گرفتم) آنها هماهنگ با هم : (خدا تو را و امان نامه تو را لعنت كند، ما امان داشته باشيم و پسر دختر پيامبر خدا (ص)امان نداشته باشد؟)

امام حسين(عليه السلام) توسط حضرت ابوالفضل العباس (ع) از دشمن يك شب را براي نماز، راز و نياز با خدا و تلاوت قرآن مهلت مي گيرد.

حفر خندق در اطراف خيمه ها براي مقابله با شبيخون دشمن و قطع كردن راه ارتباطي دشمن با خيام از سه طرف  كه فقط از يك قسمت ارتباط برقرار باشد  و ياران امام (ع) در آنجا مستقر بودند. اين تدبير امام حسین (عليه السلام) براي اصحاب بسيار سودمند بود، گروهي از لشكر عمر ابن سعد(لع) به سپاه امام (عليه السلام) مي پيوندند.

سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به دشمنان :

واي بر شما! چه زياني مي بريد اگر صداي مرا بشنويد ؟! من شما را به يك راه راست مي خوانم، اما شما از همه فرامين من سر باز مي زنيد ، چرا كه شكم هاي شما از مال حرام پر شده و بر دل هاي شما مُهر شقاوت زده شده است .

كربلاسال ۶۱ هجری

زمان : جمعه دهم محرم الحرام۶۱ هجري (روز عاشورا)

امام حسين(عليه السلام) با يارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنين سخن گفتند : (… خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد كه صبر و شكيبايي را پيشه خود سازيد).

حضرت (زهير بن قین) را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش ابالفضل العباس(عليه السلام) سپردند. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديك مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم كه آغازگر جنگ با اين گروه باشم.

عمر بن سعد تير را بر كمان نهاده و به سوي ياران امام (ع) انداخت و گفت: گواه باشيد كه اول كسي بودم كه به سوي لشكر حسين ابن علی تير انداختم!

سپس سپاهيان عمر ابن سعد (لع) تير بر كمان نهاده و از هر طرف ياران امام حسين(عليه السلام) را نشانه رفتند. حضرت فرموند : (ياران من! بپاخيزيد و به سوي مرگ (شهادت) بشتابيد، خدا شما را بيامرزد).

در حمله اول چهار تن شهيد شدند و سپس ياران باقي مانده هر كدام به نوبت به تنهايي به ميدان رزم شتافته و به شهادت مي رسيدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بني هاشم رسيد و آنها نيز شربت شهادت را نوشيدند.

امام حسين(عليه السلام) كه يكه و تنها مانده بود ، نگاهي به اجساد مطهر وپاک شهدا كرده و آنها را صدا مي كرد. حضرت براي وداع آخر به سوي خيام آمد، آنگاه در حالي كه شمشيرش را از غلاف بيرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نماياني كرد. دشمن از هر طرف وي را محاصره نمود، ناگاه تيري سه شعبه از جانب حرمله کاهل اسدی (علیه لعنته والعذاب)به قلب مباركش اصابت كرد و در حالي كه يكصد و چند نشانه تير و نيزه بر پيكرش مبارکش بود، نقش بر زمين گشت و آنگاه شمر ابن ذالجوشن (لعنت الله علیه) و یا سنان ابن انس نخعی (لعنت الله علیه) بر روی سینه مبارک ایشان نشست و سر مبارک اشرف مخلوقات عالم کسی که پدر و مادرش بهترین خلق روی زمین و کسی که از دستان پیامبر خدا (ص) غذا می خورد را از بدن جدا کرد.

و سَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا اَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ

و اما کلام آخر

خدایا به حق خون ب ناحق ریخته شه سید و سالار شهیان در دشت کربلا و به حق عمه سادات زینب کبری (سلام الله علیها) و به حق گلوی بریده شده شیر خواره سید الشهدا (ع) فرج منتقم خون شهدای کربلا را برسان الهی آمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سرزمین کربلا

دانستنیهای در مورد عید غدیر خم

دانستیهایی در مورد عید غدیر خم

رخداد غدیر در دهم ذى‏ الحجه سال دهم هجرى ، روی داد و تنها یک واقعه تاریخی نیست
غدیر، تنها نام یک سرزمین نیست ، یک تفکر و ایمان است
نشانه‏ هاى است از تداوم خط نبوی
چشمه‏اى است که تا پایان هستى مى‏ جوشد
غدیر، روز تکمیل شدن دین، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداوند متعال است
روز بزرگ، روز گشایش و روز تکامل است روز جشن و سرور
غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت ، بلکه ولایت است
پیشوند غدیر، رسالت است و پسوند آن ، ولایت و امامت.

عید غدیر

معنی غدیر

غدیردرلغت به معنی آبگیر است ، گودالی در بیابان که آب باران در آن گرد آید. در میان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام ، مکه مکرمه و مدینه منوره ، محلی است به نام (حفه) که در زمان رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم ، کاروانیان حج گذار در آنجا از هم جدا می‏شدند و به طرف دیار خود می‏رفتند. در این محل ، غدیر خم جای دارد. علت نام گذاری این غدیر به خم، آن است که آبگیر آنجا به شکل خُمِ رنگرزان بوده و برخی قبایل صحرایی، گاه جامه‏ های رنگ کرده خود را در این آبگیر می‏شسته اند.

واقعه غدیر خم

در سال دهم هجرت، حضرت محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم به حج رفت و احکام آن را به مردم آموزش داد. به هنگام بازگشت از مکه، در استراحتگاه جُحفه و در غدیر خم، به امر خدا مردمان را گرد آورد و در آن مجمع سترگ، حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود: (هر کس من مولای اویم ، این علی مولای اوست). البته جانشینی علی علیه السلام سال‏ها پیش در مکه و در جمع خاندان بنی هاشم صورت گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم مسلمین رسید.

پیام غدیر

داستان غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشه‏ای بدون این مسئله خبر می‏دهد. نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم در آن هنگام و در زیر آن آفتاب داغ و سوزان ، آن همه جمعیت را برای چه نگه می‏دارد و چه پیامی برای‏ ایشان دارد.
این پیام اساسی‏ ترین پیام دین اسلام بود و به راستی رسول خدا (ص) بر عظمت و ضرورت آن واقف بود، که مردم را در آن گرمای سوزان ایست داد و رسالت آسمانی خویش را بر مسلمانان ابلاغ فرمود.

غدیر خنثی کننده توطئه

آنچه می‏ت وانست همه نقشه‏های منافقان را در دم خنثی، و اسلام را در چنان برهه حساسی حفظ کند، تعیین جانشین پیامبر خدا (ص) و اعلان رسمی آن بود، چنان که حضرت فاطمه زهرا(س) در این‏ باره می‏فرمایند: (پیامبر در روز غدیر، عقد ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد). غدیر خم منافقان را فلج کرد و مانع اجرای نقشه‏ ها و توطئه‏ ها شد.

تاج ولایت برسر امیر المومنین

پیامبر اسلام (ص) در غدیر خم عمامه خود را ، که (سحاب) نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر علی علیه السلام قرار دادندو انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویختند و فرمودند (عمامه تاج عرب است).

غدیر تدام بر راه نبوت

واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی حضرت محمد (ص) رخ داد و در آن حضرت علی(ع) به جانشینی برگزیده شد، حادثه‏ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت خبر می‏دهد. غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه‏ داران امامت است. آری ، غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه‏ای است که تا پایان هستی می‏جوشد، کوثری است که فنا برنمی‏دارد، و افقی است بی‏کرانه و خورشیدی است عالم‏ تاب برخلق عالمیان.

غدیر و سرنوشت اسلام

بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده دین اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله مهم‏ترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان می‏ انجامید، چنان که خداوندمتعال درآیه ۶۷ سوره مبارکه مائده می‏فرماید: (هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است ، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی ، پیام و رسالت او را انجام نداده‏ای وخداوند تو را از مردم حفظ می‏فرماید).

حدیث غدیر حدیثی یقینی است

واقعه غدیر خم ، یکی از مسلم‏ ترین مسائل پیش آمده در تاریخ اسلام است و صدها دانشمند از آن یاد کرده‏اند ، مانند ابوریحان بیرونی و خواجه نصیرالدین طوسی. فیلسوف معروف، فارابی نیز بر همین اساس، به تحلیل فلسفه (امامت) پرداخته است. ابن سینا نیز به موضوع نص (حدیث صریح غدیر)، در کتاب شفا اهمیت داده است ، و آن را بهترین راه برای تعیین جانشین دانسته است. گذشته از علمای بزرگ شیعه که همه موثّق‏اند و حجت،ده‏ها و ده‏ها دانشمند و محدث و مورّخ و مفسر از اهل‏ سنت نیز حدیث غدیر و واقعه آن را نقلها کرده‏ اند، مانند طبری و ابن اثیر و احمد حنبل.

اگر پس از شهادت پیامبر اکرم (ص) به سفارش‏های روز غدیر و موارد مکرر دیگری که پیامبر (ص) ، حضرت علی (ع) را پیشوا معرفی فرموده بود عمل کرده بودند، اسلام جهان گیر می‏ شد و دین خدا بشریت را به راه می‏ آورد و عدالت و دادگری، آفاق تا آفاق گیتی را در بر می‏گرفت. از اینجاست که همه دانشمندان تاریخ بشر که به گونه‏ای ازاین واقعه آگاهی یافته‏ اند، از انحرافی که پس از شهادت پیامبر (ص) پیش آمد، اظهار تأسف کرده‏ اند ، از این جمله است ولتر، فیلسوف مشهور فرانسوی. وی تأسف خویش را چنین اظهار کرده است: (آخرین اراده محمد انجام نشد؛ او علی را به جای خود منصوب کرده بود…).

عید غدیر خم در احادیث

عید خلافت و ولایت

زیاد بن محمد گوید: به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم : آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و روز جمعه دارند؟ فرمود: (آری، روزی که رسول خدا (ص)، امیرمؤمنان علی علیه السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد).

غدیر برترین عید امت محمد

رسول گرامی اسلام فرمود : (روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است، و آن روزی است که خداوند بزرگ دستورداد برادرم، علی بن ابی‏طالب (ع) را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم به دست او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل، و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را دین آنان قرار داد).

عید غدیر خم

عید غدیر عید آسمانی

آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام به نقل از جدّش امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: (روز غدیر خم، درآسمان مشهورتر از زمین است).

عید غدیر عید پر برکت

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود : (به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی روز غدیر را می‏شناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه می‏ کردند. بخشش‏های خدا به کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست).

روز سپاس و شادی امت محمد

صادق آل محمد علیه السلام فرمود: (عید غدیر ، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست، و روز سرور و شادی است ، به دلیل ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذاشت. من دوست دارم شما آن روز را روزه بگیرید).

روز نیکوکاری و بخشش

از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: (یک درهم دادن به برادران با ایمان و معرفت در روز عید غدیر، برابر هزار درهم (در روزهای دیگر) است؛ بنابراین، در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان).

نیکوست اگر بین شما شیعیان امیر المومنین دین و قرضی است و یا دلخوری از برادر خود دارید همه را به بخشندگی امیر المومنین ببخشید ، چرا که این روز روز بخشش است ، پس ببخشید تا خداوند شما را ببخشد.

روز ناله و ناامیدی شیطان

امام ششم شیعیان علیه السلام از پدر بزرگوارش امام محمدباقر علیه السلام نقل کرد که فرمود: (شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام (ص) به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم).

پیام تبریک

غدیر، سرچشمه همیشه‏ جوشان ولایت است که از سینه تفتیده (خم) به جام محبت دوست‏داران پیامبر و خاندانش جارى است. غدیر، شایسته هر ثناست که وحى از او پیراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدیر، تفسیر بدر و احد و شأن نزول صفین و نهروان است. بدر، عدالت مى‏ خواست، احد، شجاعت آرزو مى‏ کرد ، خیبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدیر، آمین آن همه ثنا و دعا بود. غدیر، روز انسانیت است. غدیر، تداوم رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله در ولایت على علیه‏ السلام است. غدیر، عید پیمان و میثاق و عهد است. غدیر، عید عدالت و رهبرى است. غدیر عید الله الاکبر است .عید امامت و ولایت بر عاشقان مبارک باد.

سخنان ناب و ضروری در مورد عید غدیر

همانگونه که گفته شد عید غدیر والاترین عید مسلمین و شیعیان است فلذا برای ما واجب واجب و واجب است که غدیر را زنده نگه داریم و برای غدیر قدم بر داریم به هر طریقی که می توانید اگر کاسب هستید محل کسبتان را چراغ بزنید و بنر های تبریک عید غدیر را بزنید شیرینی و شربت پخش کنید در این روز مهمانی بدهید به بچه های خود حتما عیدی و هدیه بدهید تا همیشه چشم انتظار غدیر باشند و به غدیر عشق بورزند به دیدن سادات بروید و سعی کنید که در روز غدیر خانه تکانی کنید حتما در این روز لباس یا کفش نو بپوشید ، به دیدن پدر و مادر و بزرگان خود بروید و در این روز اگر خدای نکرده کینه و دلخوری از دوستان و یا فامیل خود دارید به بزرگی امیر المومنین در این روز ببخشید و خلاصه به هر نحوی که می توانید برای احیای غدیر قدم بر دارید.

و اما کلام آخر

این روز از روزهای بسیار مهم برای مسلمین است و دعا در این روز مستجاب می شود

دعای فرج در روز غدیر خم فراموش نشود و خداوند را به حق امیر المومنین قسم دهید که فرج حضرت حجت صل الله علیه و آله و سلم را برساند.

اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم

غدیر

نگاهی بر زندگی امام جواد علیه السلام

باب‌الحوائج بودن امام جواد (ع) از چه جهت است؟

همه امامان معصوم علیهم السلام ، در همه جهات دنیوی و اخروی، هادی و ناصرند اما هر کدام از امامان ما در یکی از ابعاد، ظهور و بروز بیشتری دارند. مثلا در بین عرفا و علما معروف است که اگر کسی از خداوند متعال، علم بخواهد به وجود مقدس امام محمد باقر علیه‌السلام و امام جعفر صادق علیه‌السلام توسل پیدا کند. یا اگر کسی طالب معنویت است به امیرالمومنین علی علیه‌السلام متوسل شود.

امام جواد

از این رو، مشهور در بین فقها و علما و اهل دل این است که برای طلب رزق و روزی در دنیا و برآورده شدن حاجات مادی و دنیوی، توسل به امام جواد الائمه علیه‌السلام بسیار مجرّب است و این هم فقط صرف ادعا نیست. هم از زبان بزرگان نقل شده و هم به تجربه ثابت شده که توسل به امام جواد علیه السلام سبب گشایش گره‌های مالی و اقتصادی می‌شود که خود مردم متدین ما تجربه کرده‌اند و در حکایات و احوالات مومنان، بسیار ذکر شده است و اساسا لقب ایشان، جواد است و جود، وصف کسی است که زیاد می‌بخشد و لذا اعطای این لقب برای ایشان بی‌جهت نبوده است.

 دلیل شناخت کمتر نسبت به امام جواد(ع)

امام جواد(ع) به دو دلیل، در بین مردم نسبت به دیگر امامان کمتر شناخته شده است:

۱- کوتاه بودن عمر امام جواد علیه السلام

بنا بر آنچه در تاریخ آمده است، امام نهم شیعیان جواد الائمه (ع) در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسید. لذا کوتاه بودن عمر امام جواد(ع) یکی از دلایلی است که می توانیم بگوییم که ایشان نسبت به سائر ائمه(علیهم السلام) که از عمر بیشتری برخورد بودند، کمتر در بین مردم مطرح شده است. اما در واقع مطابق آنچه در منابع حدیثی شیعه آمده، ما در مورد امام جواد (ع) کم معارف نداریم، یعنی دانستنی ها و مطالب زیادی داریم که متاسفانه این ها کمتر در میان شیعه مطرح شده است. اگر محققین و اهل تحقیق بتوانند در این زمینه میراث فرهنگی و علمی زندگی دوران امام جواد(ع) را برای مردم تشریح و مطرح کنند، شاید بتوان گفت که آنچه که در مورد امام نهم شیعیان جواد(ع) وجود دارد، نسبت به سایر ائمه(ع) کمتر نیست.

۲- شرایط خاص دوران امام جواد علیه السلام
حضرت جواد (ع) در دوره و برهه خاصی از تاریخ زندگی می کردند که با پیچیدگی ها و مسائلی روبه رو شد که این موارد در زندگانی سایر امان شیعه (ع) کمتر وجود داشت. امام نهم شیعیان(ع) در دوران حکومت مأمون (لعنت الله علیه) و معتصم (لعنت الله علیه) عباسی زندگی کردند. در این دوران حکومت عباسیان در افولی قرار گرفته بود که با مرگ مأمون عباسی و قدرت گرفتن معتصم، رو به نزول بیشتر گرایید
. زمانی که یک حاکم قدرتمند در در جامعه زندگی می کند بر روی تمام مسائل آن زمان تاثیر دارد؛ مانند وقتی که یزید (علیه لعنت و العذاب) به حکومت رسید و امام حسین(ع) در برابر او قیام کرد و آن حادثه مهم اتفاق افتاد و نقطه اوجی شد که در زمان سایر ائمه و امامان معصوم(ع) وجود ندارد.

ویژگی های اخلاقی و علمی امام جواد (ع)

۱- اخلاق حسنه

ابن علی ابن موسی الرضا(ع) این ویژگی را از جد بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی (ص) به ارث بردند. در قرآن کریم هم تاکید می شده که مسلمانان از اخلاق پیامبر خدا (ص) الگو و سرمشق بگیرید، یعنی به مسلمانان توصیه شده است که در رفتار و زندگی خودشان در تمام مراحل باید از پیامبر الگو بگیرند. فرزندان پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) مانند پیامبر بزرگوار(ص) متّصف و متخلّق به آن اخلاق نیکو و حسنه هستند.

۲- علم فراوان

یکی از ویژگی های بارز امام جواد(ع) علم فراوان و وسیع ایشان است؛ چنانچه پدران بزرگوارشان هم این علم وسیع (علم لدنی) را داشتند و به معنای واقعی کلمه عالم بودند. این امر در مناظراتی که ایشان انجام دادند و چند نمونه آن وجود دارد قابل مشاهده است. ما شیعیان معتقد هستیم که این علم از طریق اجدادشان منتقل شده و به قدرت الهی، علم پیامبر اسلام (ص) به امام علی (ع) و نسل به نسل تا منجی جهان بشریت حضرت بقیة الله الأعظم امام مهدی (عج) منتقل شده و این علم لدنی که خداوند در اختیار این الگوهای بشریت گذاشته در نزد امام جواد الائمه(ع) هم بوده است.

۳- تقوا و پارسایی

امام جواد(ع) مانند همه امامان شیعه، الگوی کامل تقوا و پارسایی و نمونه بارز عبادت، بندگی و سجده های طولانی برای خداوند بودند.

۴- ادب و گشاده رویی با دوست و دشمن

امام جواد (ع) با همگان با ادب و احترام برخورد می کردند. این امر باعث جذب مخالفان و دشمنان امام به سوی ایشان می شد. سازش و نرم خویی با دوستان و شیعیان نیز از صفات بارز ایشان است.

۵- حرّیت و آزادگی

البته همه ائمه اهل بیت(علیهم السلام) از این ویژگی برخوردار بودند. آن بزرگواران هیچ گاه تسلیم ظلم و ستم نمی شدند و حاضر بودند در این راه تمام سختی ها را تحمل کنند ، این ویژگی الگویی برای ماست که در هیچ زمانی ظلم و ستم را قبول نکنیم و با آزادگی، اعتقادات و مبانی خودمان را مطرح کنیم و تسلیم فتنه ها و توطئه های دشمنان قسم خورده اسلام و مخالفان نشویم. در این زمان که حمله به مقدسات مسلمانان از سوی آمریکایی ها، صهیونیست ها و عوامل فریب خورده آنان با چاپ و نشر کاریکاتورها و فیلم ها شروع شده است.

کرامات مهم در زندگی امام جواد (ع)

 تولد امام جواد علیه السلام

تولد امام جواد (ع) که در اواخر عمر آقا علی ابن موسی الرضا (ع) رخ داد  یک کرامت الهی بود ؛ آن چنان که امام رضا(ع) بارها از فرزند گرامیشان امام جواد (ع) به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می کرد. (ابو یحیای صنعانی) می گوید: روزی در محضر امام رضا(ع) فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود:(این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است). دو تن از شیعیان به نام (ابن اسباط) و (عبّاد بن اسماعیل) هم می گویند: در محضر امام رضا(ع) بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: (آری، این همان مولودی است که در اسلام بابرکت تر از او زاده نشده است).

دلیل این خیر و برکت و کرامت خاص این بود که عصر امام رضا(ع) عصر ویژه ای بوده و تعیین جانشین و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو شده بود که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بود؛ زیرا از یک سو پس از شهادت امام موسی کاظم (ع) گروهی که به (واقفیه) معروف شدند، براساس انگیزه های مادی، امامت آقا علی ابن موسی الرضا (ع) را انکار کردند و از سوی دیگر امام رضا(ع) تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبرخدا (ص) حاکی بود که امامان دوازده نفرند که نه نفر آنان از نسل امام حسین (ع) خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا (ع)، هم امامت خود آن حضرت ، و هم تداوم امامت را زیر سؤال می برد (نعوذ بالله) و واقفیه این موضوع را دست آویز قرار داده امامت حضرت رضا(ع) را انکار می کردند. گواه این معنا، اعتراض (حسین بن قیاما واسطی) از سران (واقفیه) بود که طی نامه ای به امام رضا(ع) او را متهم به عقیمی کرد و نوشت : (چگونه ممکن است امام باشی در صورتی که فرزندی نداری؟). امام رضا (ع) هم در پاسخ نوشت: ( از کجا می دانی که من دارای فرزندی نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روز نمی گذرد که خداوند پسری به من عطا می کند که حق را از باطل جدا می کند).

 امامت امام جواد (ع) در کودکی

اینکه امامت به قدرت الهی به یک نوجوان هشت ساله که هنوز به سن بلوغ نرسیده است منتقل شد یک کرامت مهم  و والا بود؛ آن چنان که پیش از این، نبوت به حضرت عیسی(ع) در نوزادی داده شده بود.

مناظرات علمی امام جواد (ع)

مناظراتی که امام نهم شیعیان (ع) با دانش مندان فرقه ها و مذاهب مختلف در این دوره دارد، بسیار مهم است. این که چگونه یک نوجوان می تواند در مناظرات و بحث های مختلف اسلامی و فکری با دانشمندان آن زمان، آنان را مغلوب کند، هم کرامتی بزرگ بود و هم علامتی بر حقانیت امامت ایشان.

شاگردان امام جواد (ع)

امام جواد (ع) با وجود کوتاهی دوران حیات و امامت، شاگردان بزرگی را تربیت می کنند؛ امثال (حضرت عبدالعظیم حسنی) ، (علی بن مهزیار اهوازی) ، (فضل بن شاذان نیشابوری) ، (محمد بن سنان زاهری) ، (ابونصر بزنطی کوفی) و (دعبل خزاعی نوحه سرا) از شاگردان آن حضرت هستند که نزد ایشان، رشد علمی یافته و تربیت شدند و یا از آن امام (ع) حدیث نقل کردند.

روایان احادیث جواد الائمه(ع) تنها محدثان شیعه نبودند؛ بلکه علماء و دانش مندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقی از اسلام را از آن حضرت نقل کرده‏اند. به عنوان نمونه (خطیب بغدادی‏) احادیثی با سند خود از آن حضرت نقل کرده است. و نیز (حافظ عبدالعزیز بن اخضر جنابذی‏) در کتاب معالم العترة الطاهرة و مؤلفانی مانند (ابو بکر احمد بن ثابت) ، (ابواسحاق ثعلبی) و (محمد بن مندة بن مهربذ) در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتی از آن حضرت نقل کرده ‏اند.

احادیث امام جواد علیه السلام

قالَ الإمام الجواد عليه السلام  : ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِي الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِي الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلي قَلْب سَليم.
(كشف الغمّه ، جلد ۲، صفحه ۳۴۹)
امام جواد عليه السلام فرمود: سه خصلت جلب محبّت مي كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردي در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.

قالَ الإمام الجواد – عليه السلام – : التَّوْبَةُ عَلي أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.
(ارشاد القلوب ديلمي ، صفحه ۱۶۰)
امام جواد عليه السلام  فرمود: شرايط پذيرش توبه چهار چيز است: پشيماني قلبي، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس ـ، تصميم جدّي بر اين كه ديگر مرتكب آن گناه نشود.

قالَ الإمام الجواد عليه السلام  : ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: إقامَةُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِي الدّين.
امام جواد عليه السلام  فرمود: سه چيز از كارهاي نيكان است: انجام واجبات الهي، ترك و دوري از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : وَ حَقيقَةُ الاْدَبِ: اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ، وَ تَجافي خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ يَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَكارِمَ الاْخْلاقِ فِي الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، وَ يَصِلُ بِهِ اِلَي الْجَنَّةِ.
(ارشاد القلوب ديلمي ، صفحه ۱۶۰)
امام جواد عليه السلام فرمود: حقيقت ادب و تربيت عبارت است از: دارا بودن خصلت هاي خوب، خالي بودن از صفات زشت و ناپسند. انسان به وسيله أدب – در دنيا و آخرت – به كمالات اخلاقي مي رسد ، و نيز با رعايت أدب نيل به بهشت مي يابد.

قالَ الإمام الجواد عليه السلام : إنَّ بَيْنَ جَبَلَي طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ النّار.
(عيون اخبارالرّضا – عليه السلام -، جلد ۲، صفحه ۲۵۶، ح ۶)
امام جواد عليه السلام فرمود: همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اي مي باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود و با معرفت زيارت كند روز قيامت از آتش در أمان خواهد بود

قالَ الإمام الجواد عليه السلام  : مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتي بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.
(كامل الزيارات، صفحه ۵۳۶، ح ۸۲۷)
امام جواد – عليه السلام – فرمود: هركس قبر عمّه ام  حضرت معصومه سلام الله عليها ـ را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، أهل بهشت خواهد بود.

قالَ الإمام الجواد عليه السلام : مَنْ زارَ قَبْرَ أخيهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَي الْقَبْرِ وَقَرَءَ:
(إنّاأنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ) سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.
(اختيار معرفة الرّجال، صفحه ۵۶۴ ، ح ۱۰۶۶)
امام جواد عليه السلام فرمود: هركس بر بالين قبر مؤمني حضور يابد و رو به قبله بنشيند و دست خود را روي قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه :
(إنّا أنزلناه) را بخواند از شدايد و سختيهاي صحراي محشر در أمان قرار مي گيرد.

قالَ الإمام الجواد عليه السلام  : ثَلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: كَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَةِ الصَّدَقَةَ.
(كشف الغمّة، جلد ۲، صفحه ۳۴۹)
امام جواد عليه السلام فرمود: سه چيز، سبب رسيدن به رضوان خداي متعال مي باشد: نسبت به گناهان و خطاها، زياد استغفار و اظهار ندامت كردن. اهل تواضع كردن و فروتن بودن. صدقه و كارهاي خير بسيار انجام دادن.

قالَ الإمام الجواد عليه السلام : الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعينُ لَهُ، وَالرّاضي بِهِ شُرَكاءٌ.
(كشف الغمّة، جلد ۲، صفحه ۳۴۸)
امام جواد عليه السلام فرمود: انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسي كه راضي به ظلم باشد، هر سه شريك خواهند بود.

قالَ الإمام الجواد عليه السلام : التَّواضُعُ زينَةُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَةُ زينَةُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زينَةُ الاْيمانِ، وَالسَّكينَةُ زينَةُ الْعِبادَةِ، وَالْحِفْظُ زينُةُ الرِّوايَةِ.
(كشف الغمّة، جلد ۲، ص ۳۴۷)
امام جواد عليه السلام  فرمود: تواضع و فروتني زينت بخش حسب و شرف، فصاحت زينت بخش كلام، عدالت زينت

و اما کلام آخر

خداوند رو به میوه دل امام رضا علیه السلام  آقا اما جواد علیه السلام قسم میدیم که فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو برسونه

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امام جواد

مسلم ابن عقیل در کوفه و نحوه شهادت مظلومانه او

روز شمار حرکت مسلم ابن عقیل به کوفه

۱۵رمضان سال ۶۰ : رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام حسین (ع) ، سپس فرستادن مسلم بن‏ عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع و صحت نامه های دریافتی

۵ شوال سال ۶۰ : ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت

۱۱ ذی قعده سال ۶۰: نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین (ع) و فراخوانی به ‏آمدن به کوفه

۸ ذی حجه سال ۶۰ : دستگیری هانی ابن عروه ،سپس شهادت او، خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر ، سپس پراکندگی‏ آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه و تبدیل کردن حج به عمره توسط امام حسین‏ (ع‏) در مکه ، ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با ۸۲ نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه.

۹ ذی حجه ۶۰: درگیری مسلم ابن عقیل با کوفیان ، سپس دستگیری او و شهادت مسلم بر بام‏ دار الاماره کوفه

شناسنامه مسلم بن عقیل علیه السلام

جناب مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده امام علی علیه السلام است. مسلم همسر رقیه دختر حضرت علی علیه السلام است که مادرش کلبیه بود. وی به سال ۶۰ هجری قمری به شهادت رسید و از اجله بنی‌هاشم و کسی است که سید الشهداء او را به لقب ثقه ملقب فرموده. وی صاحب رأی و علم و شجاعت بوده و در مکه اقامت داشت. چون مردم کوفه اطاعت خود را نسبت به امام حسین علیه السلام اعلام داشتند. حسین بن علی او را روانه کوفه ساخت که به نام آن حضرت از اهالی کوفه بیعت بگیرد . اما یزید ابن معاویه (لعنت الله علیه)، عبیدالله بن زیاد(لعنت الله علیه) را به حکومت کوفه فرستاد و عبیدالله مردم را از بیعت امام حسین علیه السلام منع و آنان را متفرق کرد و مسلم ابن عقیل را به شهادت رساند.

مسلم ابن عقیل

نامه های کوفیان به امام حسین (ع)

زمانی که دوازده هزار نامه با بيش از بيست و دو هزار امضا از طرف کوفيان به دست امام حسين عليه ‏السلام رسيد، آن حضرت تصميم گرفت به نامه ‏های ايشان پاسخ دهد. از اين رو، نماينده ‏ای از طرف خود برای بررسی اوضاع و سنجش روحيه مردم به کوفه فرستاد ، به اين منظور ؛ نامه ‏ای برای ايشان نوشت و مسلم بن عقيل، عموزاده و شوهرخواهر خويش را به عنوان سفير و نماينده خود به کوفه فرستاد.

مأموريت خطير مسلم در سفر به کوفه، تحقيق درباره اين بود که آيا عموم بزرگان و خردمندان شهر، آماده پشتيبانی از امام حسين عليه ‏السلام و عمل به نامه ‏هايی که نوشته‏ اند هستند يا نه؟ مسلم شبانه وارد کوفه شده، به منزل يکی از شيعيان مخلص (مختار ثقفی) رفت. خبر ورود مسلم در شهر طنين ‏انداز گرديد و شيعيان نزد او رفت و آمد و با امام حسین عليه ‏السلام بيعت می ‏کردند. در تاريخ آمده که دوازده، هجده و يا به نقل از ابن کثير، چهل هزار نفر با مسلم ابن عقیل بيعت کردند.

نامه مسلم ابن عقیل در کوفه به امام حسین علیه السلام

مسلم ابن عقیل پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه‏ ای به اين مضمون به امام حسين عليه‏ السلام نوشت : (آنچه می ‏گويم حقيقت است ، اکثريت قريب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتيبانی از شما هستند ، فورا به سمت کوفه حرکت کنيد) امام حسین (ع) که از احساسات عميق کوفيان با خبر شده بود، تصميم گرفت به سوی اين شهر (شهر هزار چهره) حرکت کند.

ورود پسر مرجانه به شهر کوفه

ابن زياد به همراه پانصد نفر از مردم بصره، در لباس مبدّل (لباس های سبز که مردم به خیال خودشان حسین ابن علی (ع) است) و با سر و صورت پوشيده وارد کوفه شد. مردم که شنيده بودند امام حسین عليه ‏السلام به سوی آنان حرکت کرده، با ديدن عبيداللّه‏ ابن زیاد (لعنت الله علیه) گمان کردند آن حضرت وارد کوفه شده است. لذا در اطراف مرکبش جمع شده، با احساسات گرم و فراوان به او خير مقدم گفتند. پسر مرجانه هم پاسخی نمی ‏داد و همچنان به سوی دارالاماره پيش می ‏رفت تا به آنجا رسيد. نعمان بن بشير(حاکم وقت کوفه) که گمان می ‏کرد او امام حسين عليه ‏السلام است، دستور داد درهای قصر را ببندند و خود از بالای قصر صدا زد: از اينجا دور شو ، من حکومت را به تو نمی ‏دهم و قصد جنگ نيز با تو را ندارم ، پسر زياد جواب داد: در را باز کن ، در اين لحظه مردی که پشت سر او بود صدايش را شنيد و به مردم گفت : او امام حسين عليه‏ السلام نيست، عبیدالله ابن زیاد است . نعمان در را گشود و عبيداللّه‏ به راحتی وارد دارالاماره کوفه شد و مردم نيز پراکنده گشتند.

هانی ابن عروه

مسلم ابن عقیل می ‏دانست دير يا زود عبيداللّه‏ کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال او خواهد گشت و درصدد دستگيری و قتل او بر خواهد آمد. لذا تصميم گرفت جای خود را عوض کند و به خانه کسی برود که نيروی بيشتری در کوفه دارد، تا بتواند از نفوذ و قدرت او برای ادامه کار و مبارزه با حکومت ستمگر استفاده کند. به همين منظور خانه هانی ابن عروه را برگزيد و هانی نيز به رسم جوان‏مردی، به ایشان پناه داد. هانی ابن عروه، از بزرگان کوفه و اعيان و مشاهیر شيعه بوده، از اصحاب پيامبر اسلام (ص) به شمار می ‏آيد.

دستگیری هانی ابن عروه

پس از آنکه پسر مرجانه از مخفی‏گاه مسلم ابن عقیل به دست معقل غلام خود باخبر شد، درصدد برآمد با زر و زور و تزوير، ميزبان او، هانی ابن عروه را دستگير کرده، زمينه را برای دستگيری مسلم ابن عقیل و ديگر بزرگان فراهم سازد. هانی که ميزبان مسلم بود، می ‏دانست عبيداللّه‏ قصد دستگيری او را دارد. لذا بيماری را بهانه کرده، از رفتن به مجلس او خودداری می ‏کرد. ابن زياد چند نفر را طلبيد و نزد هانی ابن عروه فرستاد. آنان سرانجام هانی را نزد ابن زياد بردند. ابن زياد با ديدن هانی به او گفت که با پای خويش به سوی مرگ آمده است و درباره مسلم ابن عقیل از او پرسيد. هانی منکر پناه دادن به مسلم شد. در اين هنگام عبيداللّه‏ معقل، غلام خود را صدا زد و هانی با ديدن او، دانست که انکار سودی ندارد. عبيداللّه‏ ابن زیاد با تازيانه بر سر و صورت هانی زد و صورت و محاسنش را از خونش رنگين نمود، سپس دستور داد او را زندانی کنند.

طوعه زنی جوانمرد

مسلم ابن عقیل ، غريب و تنها در کوچه‏ های کوفه می ‏گشت. نمی ‏دانست کجا برود. افزون بر تنهايی، هر لحظه بيم آن می ‏رفت او را دستگير کرده، به شهادت برسانند. به ناگاه در کوچه ‏ای، زنی را ديد که بر درِ خانه ايستاده است. تشنگی بر مسلم ابن عقیل غلبه کرد. نزد آن زن رفته، آبی طلبيد. زن که طوعه نام داشت، کاسه آبی برای مسلم آورد. مسلم بعد از آشاميدن آب همانجا نشست. طوعه ظرف آب را به خانه برد و بعد از لحظاتی بازگشت و ديد که مرد از آنجا نرفته است. به او گفت : ای بنده خدا! برخيز و به خانه خود، نزد همسر و فرزندانت برو و دوباره تکرار کرد و بار سوم، نشستنِ مسلم را بر در خانه‏اش حلال ندانست. مسلم از جای خويش برخاست و چنين گفت : من در اين شهر کسی را ندارم که ياری ‏ام کند. طوعه پرسيد : مگر تو کيستی؟ و پاسخ شنيد: من مسلم ابن عقيل هستم. طوعه که از دوستداران خاندان حضرت محمد (ص) بود، در خانه را به روی مسلم ابن عقیل گشود و از او پذيرايی کرد.

سخنان عبيداللّه‏ برای دستگيری مسلم ابن عقیل

با آنکه مسلم ابن عقیل تنها شده بود، ولی باز پسر مرجانه از ترس او و يارانش از قصر بيرون نمی ‏آمد. لذا به افراد خويش دستور داد همه جای مسجد را بگردند تا مبادا مسلم ابن عقیل در آنجا مخفی شده باشد. آنان نيز همه مسجد را زير و رو کردند و مطمئن شدند که مسلم و يارانش آنجا نيستند. سپس عبيداللّه‏ وارد مسجد شد ، بزرگان کوفه را احضار کرد و گفت : (هر کس که مسلم در خانه او پيدا شود و او خبر ندهد، جان و مالش بر ديگران حلال است و هر کس او را نزد ما بياورد، به اندازه ديه ‏اش پول خواهد گرفت). تهديد و تطميع عبيداللّه‏ کارساز شد و بلال، فرزند طوعه، به دليل ترس و به طمع رسيدن به جايزه، صبح زود وارد قصر شده، مخفی‏گاه مسلم را لو داد. عبيداللّه‏ با شنيدن اين خبر، به محمد بن اشعث دستور داد به همراه هفتاد نفر مسلم را دستگير کنند.

امان دادن به مسلم ابن عقیل و دستگيری او

مسلم در درگيری با سربازان عبيداللّه‏ ابن زیاد، حدود ۴۵ نفر از آنان را از پای درآورد تا آنکه ضربه شمشيری صورتش را دريد. با اينکه مسلم زخمی بود، باز هم کسی يارای مقابله با او را نداشت. آنان بر پشت بام‏ها رفته و سنگ و چوب بر سر مسلم ابن عقیل ريختند و دسته‏ های نی را آتش زده بر روی او انداختند. ولی مسلم دست از جدال برنمی ‏داشت و بر آنها يورش می ‏برد. وقتی ابن اشعث به آسانی نمی ‏تواند مسلم را دستگير کند، دست به نيرنگ زد و گفت: ای مسلم! چرا خود را به کشتن می ‏دهی؟ ما به تو امان می ‏دهيم و پسر مرجانه تو را نخواهد کشت. مسلم جواب داد: چه اعتمادی به امان شما عهدشکنان است؟ ابن اشعث بار ديگر امان دادنش را تکرار کرد و اين بار مسلم به دليل زخم‏هايی که برداشته و ضعفی که در اثر آنها بر او چيره شده بود، تن به امان داد. مرکبی آورده مسلم را دست بسته بر آن سوار کردند و نزد عبيداللّه‏ ابن زیاد بردند.

شهادت حضرت مسلم ابن عقیل

کشتن مسلم را به (بکربن حمران احمری‏) سپردند، کسی که در درگيريها از ناحيه سر و شانه با شمشير مسلم‏ ابن عقيل مجروح شده بود. مامور شد که مسلم را به بام (دارالاماره‏) ببرد و گردنش را بزند و پيکرش را بر زمين اندازد.

مسلم را به بالای دارالاماره می ‏بردند ، در حالی که نام خدا بر زبانش بود، تکبير می ‏گفت، خدا را تسبيح می ‏کرد و بر پيامبر خدا (ص) و فرشتگان الهی درود می ‏فرستاد و می ‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبکاران نيرنگ‏ باز که دست از ياری ما کشيدند، حاکم باش!

جمعيتی فراوان، بيرون کاخ، در انتظار فرجام اين برنامه بودند. مسلم ابن را رو به بازار کفاشان نشاندند. با ضربت‏ شمشير، سر از بدنش جدا کردند، و… پيکر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سروصدای زيادی به پا کردند.

خبر شهادت مسلم ابن عقیل به سید و سالار شهیدان که رسید بسیار گریه کردند.

و اما کلام آخر

خدایا به خون به ناحق ریخته شده حضرت مسلم ابن عقیل در راه امام حسین علیه السلام فرج منتقم خون ایشان و شهدای مظلوم کربلا را برسان.

آمین یا رب العالمین

مسلم ابن عقیل

سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س)

سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)

ازدواج بهترین مرد و بهترین زن عالم

ماه ذی الحجه که دارای دو عید مبارک قربان و غدیر(عیدالله الاکبر) است ، یک مناسبت بسیار بزرگ در خود دارد  و آن هم ششم ذی الحجه سالروز ازدواج زیباترین پیوند آسمانی در جهان اسلام می باشد که نمونه تکرار نشدنی در تاریخ می باشد.در این روز فرخنده، امیر المومنین علی (ع) با برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا، عمری به گستردگی آفتاب دارد، هم‏چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد.ازدواج حضرت علیویک تاریخ به یاد ماندنی است که زوجهای جوان می خواهند در چنین روزی پیوند خود با یکدیگر را شروع کنند.

ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا

ازدواج حضرت علی

نخستین روزها از آخرین ماه قمری، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت علی (ع) به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است و روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی داده ‏اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند. ازدواج حضرت علی با حضرت فاطمه (علیهم السلام) به فرمان خداوند ، از امتیازاتی است که پیامبراکرم (ص) بر آن مباهات می کردند. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و  شادمانی و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پیغمبر خدا (ص) و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش و کل دوران است. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و کمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد و به عالی ترین کمالات انسانی آراسته بود.

پیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر(ص) اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر(ص) یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج حضرت فاطمه زهرا (س) منتظر وحی الهی است.

هنگامی که حضرت علی علیه السلام برای خواستگاری بانوی دو عالم حضرت فاطم(س) رفت، پیامبر در خانه ام سلمه بود. حضرت علی علیه السلام در زد. ام سلمه پرسید:کیست؟ قبل از پاسخ خواستگار، پیامبر دستور داد:(در را باز کن و بگو داخل شود. کسی پشت در است که محبوب خدا و رسول خداست). حضرت علی علیه السلام وارد شد، سلام کرد و در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست. چشمان خود را بر زمین دوخت. شرم از پیامبر اسلام (ص) مانع گفتن خواسته اش می شد. پیامبر(ص) که خود حضرت علی (ع) را بزرگ کرده و از روحیات او باخبر است، سکوت را شکست و فرمود:(می بینم برای حاجتی اینجا آمده ای. خواسته ات را بر زبان آور و آنچه در دل داری بازگو که خواسته ات پیش من پذیرفته است).

مولای موتقیان حضرت علی (ع) با سخنانی شیرین خواسته اش را چنین بازگو کرد:(پدر و مادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید. با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده و شما ای رسول خدا به خدا سوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید). ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او ، آرامش داشته باشم . آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید. خوشحال شد، ولی جواب قطعی را برعهده حضرت فاطمه (س) گذاشت.

پس از انجام خواستگاری و مراسم عقد وقت آن رسید که امام علی علیه السلام برای همسر گرامی خود اثاثی تهیه کند و زندگی مشترک خود را با دختر پیامبرخدا (ص) آغاز کند. در آن زمان تمام دارایی حضرت علی علیه السلام منحصر به شمشیر و زرهی بود که می توانست به وسیله آن ها در راه خدا جهاد کند و شتری نیز داشت که با آن در باغستان های مدینه کار می کرد و خود را از میهمانی انصار بی نیاز می ساخت. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پذیرفت که حضرت علی علیه السلام زره خود را بفروشد و به عنوان جزئی از مهریه حضرت فاطمه سلام الله علیها در اختیار پیامبر بگذارد.

زره به چهارصد درهم به فروخته شد ، پیامبر قدری از آن را در اختیار بلال گذاشت تا برای حضرت زهرا(س) عطر بخرد و باقیمانده را به عمار یاسر و گروهی از یاران خود داد تا برای حضرت زهرا (س) و علی (ع) لوازم و اسباب منزل تهیه کنند. از صورت جهیزیه حضرت زهرا سلام الله علیها می توان به وضع زندگی بانوی بزرگوار اسلام به خوبی پی برد.

مهریه حضرت زهرا (س) الگویی برای ازدواج

پیامبر گرامی اسلام (ص) ازدواج دخترش را به ساده ترین و راحت ترین شیوه انجام داد تا برای همه جوانانی که در آستانه زندگی مشترک هستند، راه و روش نیکویی باقی بماند. مهریه ۵۰۰ درهمی برای حضرت فاطمه (س) مهتر زنان نیز، به همین هدف صورت گرفت. در روایات، افزون بر این مهریه که جنبه مادی و مالی دارد، مهریه های معنوی دیگری نیز برای آن بانوی بزرگ گفته شده است. در حدیثی می خوانیم که حضرت زهرا (س)  از پدر تقاضا کرد که آن حضرت از خدا بخواهند تا مهریه اش را شفاعت از مسلمانان گناهکار امتش قرار دهد. این خواسته حضرت مستجاب شد و فاطمه (س) شفیع و واسطه بخشش گناهکاران امت پدرش و شیعیان شوهرش قرار گرفت.

سوره های که بر ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا (ع) دلالت دارد

در قرآن آیه ای وجود ندارد که به صورت مستقیم به ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا (علیهم السلام) اشاره کرده باشد. ولی آیاتی وجود دارد که به گونه ای مرتبط و مناسب با این رویداد است.

آیه انتهایی سوره (کوثر)، دشمن پیامبر(ص) را مقطوع النسل می داند و عنوان می کند که خدا به پیامبر خدا (ص) خیر کثیر عطا کرده است و می دانیم که با ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا (س) بود که نسل حضرت پیامبر(ص) ادامه پیدا کرده و گسترش می یابد.

آیه ای از سوره مبارکه (الرحمن) :در این سوره چنین آمده:(مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ… یخَرُجُ مِنهْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَان) ؛ دو دریا را روان کرد تا با یکدیگر تماس پیدا کردند… از آن دو مروارید و مرجان بیرون می آید. در تفسیر این دو آیه، در روایات آمده که منظور از دو دریا حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و منظور از مروارید، امام حسن(ع) و مرجان، امام حسین(ع) است.

درس های که باید از ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه (ع) گرفت

از ماجرای ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا علیهم السلام نکات بسیار جالبی را می فهمیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام هستیم ، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد ، و دوم آنکه ساده زیستی در تمام شئون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و غیر صحیح و یا ساخته و پرداخته ذهن های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین تر می شود چه بسا که به مرز جدایی برسد ،ویا تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می کشاند و بر فساد و نابسامانی های روانی و مشکلات اخلاقی می افزاید.

در جریان ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا (علیهم السلام) آن دو بزرگوار که به فرموده حضرت محمد (ص) خداوند فاطمه را به ازدواج علی در آورد نکات بسیار مهم آموزشی و الگویی وجود دارد که از آن جمله می توان به کفو و همتا بودن، خواستگاری بدون واسطه، قناعت، دوری از اشرافی گری و تجملات، سخت نگرفتن بر همدیگر، ملاک قراردادن معیارها و خصوصیات معنوی و دینی و اخلاقی، مهریه پایین، بنا کردن زندگی بر پایه محبت و عشق واقعی از روی شناخت، حجب و حیا و… اشاره کرد. به این خاطر است که یک پیوند با این ویژگی ها پیوند آسمانی لقب می گیرد که رضایت خدا و رسول خدا (ص) در آن وجود دارد.

حرف دل

به درستی که هیچ مردی همچون امیر مومنان حضرت علی (ع) شایسته و لایق حضرت فاطمه زهرا (س) نبود و نیست ، این دو بزرگوار را خداوند متعال به هم رسانید و آن دو و فرزندان آنها را سرچشمه نور و برکت و رحمت قرار داد ، پس هرگز از اهل بیت عصمت و طهارت غافل نشوید و در هیچ شرایطی از این خاندان دوری نکنید ، که رمز سعادت در این دنیا و آن دنیا تمسک جستن به علی(ع) و فاطمه(ع) و فرزندان این دو است و لا غیر.

پیوسته بر محور علی و فاطمه بچرخید و از این دو دوری نجویید.

خرید هدیه به مناسبت سالگرد ازدواج

حتما خیلی از شما سالگرد ازدواجتان با سالگرد ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا (علیهم السلام) یکی است ، فلذا دغدغه خرید هدیه مناسب برای همسر خود را دارید.

برای خرید هدیه سالگرد ازدواج اینجا را کلیک کنید و از محصولات متنوع این فروشگاه دیدن کنید و اقدام به خرید نمایید.

ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا

آثار درمانی تربت امام حسین علیه السلام

آثار درمانی تربت امام حسین علیه السلام

از جمله آثار و برکات قطعى تربت امام حسین(علیه السلام) شفا بودن آن براى دردها و آلام انسان است ، احادیثی که دلالت بر این امر دارند به سه دسته تقسیم می‌شوند:
دسته اول : روایاتى است که شفا بودن را براى تربتى که از خود قبر شریف برداشته شود مخصوص کرده است ، چنانکه امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند : (به درستى که نزد سر حسین (علیه السلام) تربت سرخى است که شفاى هر دردى غیر از مرگ مى باشد).
دسته دوم : روایاتى است که با تعبیرات مختلف توسعه‏اى از بیست ذراع تا پنج فرسخ و یا ده میل را براى آن قائل است . چنانکه امام جعفر صادق علیه السلام  فرمودند : (حریم مزار حسین علیه السلام پنج فرسخ از چهار جانب قبر است ).
دسته سوم : روایاتى است که به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده‏‌اند ، چنانکه امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند : (خاک مزار امام حسین علیه السلام براى هر دردى شفاست).
تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را در حریم وصل خود خاک شفا دارد حسین‏
و نیز آقا علی ابن موسی الرضا (ع) فرمودند: (خوردن گل ، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوک، حرام است مگر گل مزار سید الشهدا (علیه السلام) ، بدرستى که در آن شفاى هر درد و امنیت از هر ترسى است).

تربت امام حسین

حکایتی از کتاب سیدالشهدا شهید دستغیب : عالم زاهد پرهیزگار حجه الاسلام و المسلمین مرحوم آقاى حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى  نقل کرده است : (من در زمان مرجعیت مرحوم آیه الله آخوندى خراسانى  که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیمارى مدتى طول کشید و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند ، پس از چندى بیمارى من به قدرى شدید شد که اطبا از شفا یافتنم مأیوس گشتند و دیگر براى معالجه‏ ام نیامدند، و من در حال تب شدید گاهى بیهوش مى‏ شدم و گاهى به هوش مى آمدم.
یکى از رفقا که مرا پرستارى می‌‏کرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم آیه الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود که قدرى از آن تربت پاک امام حسین (ع) را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم. ایشان فرموده بود : من به قدر یک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام که بعد از مرگم در کفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود: حالا که ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آورده‏ایم شما هم از دادن تربت خوددارى می‌کنید؟ این بیمار در حال احتضار است و می‌‏میرد.

مرحوم آیه الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بیمار رحم آمد و قدرى از آن تربت امام حسین (ع) که از جان خودش عزیزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت امام حسین (ع) را با آب مخصوصى که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند. من که در حال بیهوشى به سر مى‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشسته‏‌اند ، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت امام حسین (ع) را که به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.
کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتى به خود داده نشستم ، دیدم نشاط بیشترى دارم برخاستم و ایستادم ، و چون یقین کردم که به برکت ترتبت مقدس امام حسین (علیه السلام) شفا یافتم حال خوشى پیدا کردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى کنم که از حجره بیرون بروید، چون مى‏خواهم زیارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) شدم ).
آرى ، شفاى بیماران به وسیله تربت آن حضرت یکى از برکاتى است که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (علیه السلام) به وى اهدا فرموده است .
تربتت راز شفاى همه درد است حسین تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبیب‏

دلیل شفا بودن تربت امام حسین (ع)

عمده ترین دلیل اینکه خداوند متعال در تربت کربلا (تربت امام حسین) ، شفا قرار داده ریخته شدن خون پاک و مطهر امام حسین (ع) و یاران باوفایش بر خاک کربلا است و این عزت و اجری که خاک کربلا دارد از خون امام حسین (ع) است.

تأثیر برداشتن کام اطفال با تربت امام حسین (ع)

کام برداشتن اطفال با تربت امام حسین (علیه السلام) موجب ایمنى کودک مى شود چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود:
(کام فرزندانتان را با تربت امام حسین (علیه السلام) باز کنید که آن امان است)

تربیت امام حسین نیز برای چرخیدن کاسبی در مغازه موثر است ، همیشه تربت امام حسین (ع) در مغازه خود داشته باشید.

تربت امام حسین

زندگینامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

زندگینامه حضرت فاطمه معصومه (س)

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت ، (معصومه) است . پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى کاظم علیه السلام و مادر گرامیشان حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها است . آن بانو مادر امام هشتم آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام  نیز هست . لذا حضرت معصومه سلام الله علیها با امام رضا (ع) از یك مادر هستند.

حضرت معصومه

تولد آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ۱۷۳ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون الرشید (لعنت الله علیه) در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش آقا على بن موسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.

در سال ۲۰۰ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى(لعنت الله علیه) سفر تبعیدگونه امام رضا علیه السلام به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادر زادگان خود به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردمی واقع مى‌شد. این جا بود كه حضرت معصومه نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام الله علیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‌رساندند و مخالفت خود و اهل‌بیت علیهم السلام را با حكومت حیله‌گر بن العباس اظهار مى‌كرد. بدین جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده‌اى از مخالفان اهل‌بیت كه از پشتیبانى مأموران حكومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت معصومه وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه سلام الله علیها را نیز مسموم كردند.

به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بیمار شدند و چون دیگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود . پرسید: از این شهر(ساوه) تا (قم) چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید ، زیرا از پدرم موسی ابن جعفر (ع) شنیدم كه مى‌فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال حضرت معصومه (س) شتافتند؛ و در حالى كه (موسى بن خزرج) بزرگ خاندان (اشعرى) زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى‌كشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت معصومه (س) در حركت بودند، حدوداً در روز ۲۳ ربیع الاول سال ۲۰۱ هجرى قمرى حضرت معصومه (س)وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز (میدان میر) نامیده مى‌شود شتر آن حضرت در مقابل در منزل (موسى بن خزرج) زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ۱۷ روز در این شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه سِتّیه به نام (بیت النور) هم اكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و (بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى) سال ۲۰۱ هجرى پیش از آن كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فرو بست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجلیل فراوان پیكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بیرون شهر و به نام (باغ بابلان) معروف بود تشییع نمودند. همین كه قبر مهیا شد در این كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیك آمدند و پس از خواندن نماز یكى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگویند بر اسب‌هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى‌رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: امام رضا و امام جواد علیهماالسلام باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیاء الهی انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه سلام الله علیها موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این كه حضرت زینب فرزند امام جواد علیه السلام به سال ۲۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله‌گاه قلوب ارادتمندان به اهل‌بیت علیهم السلام و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.

احادیثی در مورد حضرت معصومه (س)

امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند :

انّ للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا و ان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم؛ خداوند حرمى دارد كه مكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على علیه السلام حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از هشت در بهشت سه در آن به قم باز مى‌شود – زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى‌رود كه اسمش فاطمه دختر موسى علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى‌شوند.

امام رضا علیه السلام  فرمودند :

یا سعد من زارها فله الجنة ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا علیه السلام: عن سعدبن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا علیه السلام عن فاطمه بنت موسى بن جعفر علیه السلام فقال:

من زارها فله الجنة.

كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است .

امام جواد علیه السلام فرمودند:

من زار قبر عمتى بقم فله الجنة .

كسى كه عمه‌ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة.

كسى كه آن حضرت را زیارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .

امام جعفر صادق علیه السلام:

(الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم) ؛ آگاه باشید كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است .

زندگینامه حضرت معصومه

جایگاه والای حضرت معصومه (س)

لقب (معصومه) را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:

(مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى) ؛ (هر كس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسى است كه مرا زیارت كرده است).

این لقب، كه از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام در روایتى دیگر مى‌فرماید:

هر كس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در (قم) زیارت كند كه ثواب زیارت مرا در مى‌یابد.

لقب دیگر حضرت معصومه سلام الله علیها (كریمه اهل بیت) است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یكى از بزرگان، از سوى اهل‌بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :

مرحوم آیة اللّه سیّدمحمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه‌مند بود كه محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت ، شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار ، استراحت كرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس امام محمد باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.

امام به ایشان خطاب کردند:

(عَلَیْكَ بِكَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ) ، یعنى به دامان كریمه اهل بیت چنگ بزن.

ایشان به گمان این كه منظور امام علیه السلام حضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض كرد: (قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم) امام فرمود: (منظور من ، قبر شریف حضرت معصومه در قم است). سپس افزود:(به دلیل مصالحى، خداوند مى‌خواهد محل قبر شریف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مخفی بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیها را تجلّى‌گاه قبر شریف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاقرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها داده است). مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وى بى‌درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به قصد زیارت كریمه اهل‌بیت (حضرت فاطمه معصومه)ترك كرد.

توسل به حضرت معصومه (س)

از باب توسل به این بانوی بزرگوار روایات متعددی و بسیاری است و بسیار سفارش به کسانی که گرفتار هستند و جوانانی که همسر می خواهند و….  کافیست به حضرت معصومه (س) متوسل شوید.ایشان کریمه اهل بیت و نور چشم باب الحوائج آقا موسی ابن جعفر(ع) هستند و امام رضا (ع) نیز به متوسلین خواهر گرامیشان نگاه ویژه ای دارد.

السلام علیک یا بنت موسی ابن جعفر

السلام علیک یا بنت ولی الله

السلام علیک یا اخت ولی الله

السلام علیک یا عمة ولی الله

روز تولد حضرت معصومه (س) روز دختر

در ایران روز تولد حضرت فاطمه معصومه (س) را روز دختر می نامند و برای دختران خود هدیه می خرند که سنت حسنه ای است.

 

برای خرید هدیه روز دختر اینجا را کلیک کنید.

حضرت معصومه

پی‌نوشت‌ها:

۱- كامل الزیارة.

۲- بحارالانوار، جلد ۴۸، صفحه ۳۰۷٫

۳- بحارالانوار، جلذ ۶۰ صفحه ۲۱۶٫

۴- ناسخ التواریخ، جلد ۳، صفحه ۶۸، به نقل از كریمه اهل‌بیت، صفحه ۳۲٫

۵- زبدة التصانیف، جلد ۶، صفحه ۱۵۹، به نقل از كریمه اهل بیت، صفحه ۳٫

۶-کریمه اهل‌بیت، صفحه ۴۳٫

به هنگام مرگ جزء کدام دسته هستیم؟

به هنگام مرگ در کدام گروه هستید؟

احتضار چیست؟

اولین مرحله و منزل از منازل آخرت و آخرین مرحله در این دنیا احتضار است ، به زبان ما موقع جان دادن و قبض روح است ، البته اسامی دیگری هم دارد به نام سکرات موت و قمرات موت که در قرآن هم به آنها اشاره شده است.

احتضار به معنی حاضر شدن است ، چون در حین مرگ ، فرشتگان مرگ حاضر می شوند . این همان وقتی است که در روایات و احادیث به عنوان پایان وقت توبه از آن یاد شده است. چون فردی که در زمان احتضار قرار می گیرد ، در عین حال که چشم او به دنیا است، چیزهایی از آخرت را هم به عین می بیند. به طورکامل و واقعی ملک الموت را می بیند ، البته این دیدن با چشم سر نیست که دیگران هم که در کنار فرد محتضر نشسته اند بتوانند آن را ببینند ، این دیدن با همان چشم برزخی است ؛ شبیه آن چیزی که درخواب بدن ما افتاده و چشم ما بسته است اما یک چیزهایی می بینیم . اما اینجا در آستانه ی ورود به عالم دیگری هستیم و ملائکه را نیز می بینیم. وقتی فرد می بیند دیگر اینجا توبه فایده و ارزشی ندارد. چون توبه زمانی ارزش دارد که شما رجوع به خدا را انتخاب کنید.

زمان مرگ

درقرآن مجید آمده است که فرعون هم در لحظات آخر عمرش توبه کرد ، گفت من به خدای بنی اسرائیل ایمان آوردم ، همانجا خداوند خطاب کرد که الان ایمان آوردی؟ این ایمان دیگر فایده ای ندارد و رشدی برای تو نمی آورد. آن زمانی است که شخص محتضر مشاهداتی خواهد داشت. در عین حال که چشمی به دنیا دارد اما آن طرف را نیز می بیند.

محتضر در لحظه مرگ چه چیزی می بیند؟

پنج مورد را به عنوان مشاهدات محتضر از احادیث پراکنده می توان استخراج کرد:

۱- جایگاه خود در بهشت یا جهنم

در چندین روایت گفته شده که انسان اجمالاً در آن موقع می فهمد که جایش در کجا است. در روایتی از امام جعفر صادق(ع) است که وقتی که جای مومن را در بهشت برزخی به او نشان می دهند، به فرشته ی  مرگ خطاب می کند که به من اجازه می دهید به خانواده ی خود بگویم که جایگاهم خوب است؟ به او می گویند دیگر فرصتی نیست.

۲- ملک الموت

در روایات است که هنگام مرگ و احتضار ملائکه ی رحمت و غضب صف می کشند. اگر شخص محتضر از مومنین باشد ملائکه ی رحمت به او بشارت داده و به وی خوش آمد می گویند و برخورد بسیار خوب و مناسبی با او خواهند داشت ، و اگر اهل عذاب باشد از همان لحظه با برخورد سختی که با او می کنند، عذاب او شروع می شود.

۳- اهل بیت عصمت و طهارت (ع)

ده ها روایت در این مورد داریم که شخص محتضر معصومین علیهم السلام را می بیند. حال بحث هایی در این مورد هست که : اولاً به چه علتی امیرالمومنین حضرت علی(ع) ، پیامبر اکرم(ص) و امام حسین (ع) را می بیند؟

یک جهت فلسفه ی این دیدن که در احادیث به آن اشاره شده این است که شخص مومنی که عاشق و دوستدار این افراد بود، وقتی سیمای زیبای آنها را می بیند از دنیا دل می کند و راحت جان می دهد ، از طرف دیگر شخصی که این افراد را قبول نداشت و در جهت عکس مسیر آنها و دشمنی و بغض آنها قدم بر می داشت می بیند، شرمندگی عجیبی بر او وارد می شود. و غمی بر غم های او افزوده می شود که من یاری و کمک چه کسانی را که اینجا همه کاره هستند از کف داده ام . در فرازی از زیات امیرامومنین (ع) که در مفاتیح الجنان هم آمده تعبیر این است : سلام بر آن علی (ع) که نعمت خدا است بر ابرار و خوبان و نقمت خدا و نوعی عذاب برای بدان است. این نشان می دهد که فلسفه ی آمدن آنها نوعی لذت و یا نوعی عذاب است.

هنگام مرگ

یکی از شاگردان خوب امام ششم (ع) سوال می کند که آیا مومن در موقع قبض روح خود ناراحت است؟ آیا از مرگ کراهت دارد؟ امام (ع) فرمودند نه. زمانی که ملک الموت برای قبض روح می آید ابتدا ناله ای سر می دهد ؛ ملک الموت می گوید ای ولی و دوست خدا ناله نکن من از پدر برای تو مهربان تر هستم ، چشم خود را باز کن و نگاه کن . مومن نگاه می کند و در آن حال رسول خدا(ص)  و امیرالمومنین(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و فرزندان آنها، یعنی همه ی معصومین علیهم السلام را می بیند. به مومن گفته می شود اینها رفیقان و هم نشینان تو در بهشت هستند. مومن نگاه می کند، در همین زمان خطاب می رسد: ای کسی که باور کردی و به اهل بیت اطمینان پیدا کردی، به سمت خدا بیا در حالی که با این ولایتی که داری رضایت داری، خدا هم از تو رضایت دارد به ثواب و پاداشی که به تو می دهد، بیا داخل این بندگان من، یعنی حضرت محمد(ع) و اهل بیت او ، در این حال هیچ چیز برای او محبوب تر از این نیست که روح او از بدن جدا گردد و به این والا مقامان ملحق شود.

اما فقط اینکه آیا همه می بینند و اینکه همه ی اهل بیت را می بینند یا خیر؟ آنچه که قدر مطلق همه ی روایات است و از مجموع احادیث بر می آید این است که همه بی استثنا، مومن و کافر، پیامبر خدا(ص) و امیرالمومنین(ع) را می بینند. البته طبیعی است که مومن آنها را با چهره ی باز و خندان می بیند و از او استقبال می کنند. و شخصی که کافر و فاسق است که در مسیر خلاف آنها قدم گذاشته است، طبیعتاً با روی غضبناک آنها را می بیند و با آنها روبرو می شود.

۴- شیاطین

چون اینجا آخرین مرحله ی دنیا است ، و بعد از مرگ و در عالم برزخ دیگر ابلیس  نمی تواند دسترسی داشته باشد بنابراین تمام هم و غم شیطان بر این است که بتواند او را وسوسه کند. اتفاقاً در این لحظه ی آخر تمام توان خود را بکار می برد که مومن را نسبت به اعتقادات خود به شک و تردید بیندازد. اموری که مورد علاقه ی فرد است در چشم او جلوه دهد که از دل کندن از دنیا بیزار شود.

به خاطر همین است که گفته اند موقع مرگ و احتضار تلقین کنید و کمک به فرد بدهید. برای اینکه شیطان نتواند بر او  غالب شود. خواند سوره مبارکه یاسین و صافات بسیار موثر است. بخصوص سوره ی صافات بسیاری از وسوسه های شیاطین را دفع می کند. همچنین خواند دعای عدیله باعث می شود که فرد ایمان خود را از دست ندهد.

۵- تجسم اعمال ، اموال و فرزند در جلو چشمانش

روایتی هست که فرد به اموال خود می گوید: من در جهان برای شما بسیار زحمت کشیدم ، شما برای من چکاری انجام می دهید؟ گفتند کفنی برای تو تهیه می کنیم . به فرزندان و اولاد خود خطاب می کند، برای من چه می کنید من برای شما خیلی زحمت کشیدم از استراحت خودم برای آسایش شما زدم شما چه می کنید، گفتند ما تو را تا قبر می بریم و برایت گریه می کنیم ، به اعمال خود خطاب می کند ، گفتند ما تا قیامت با تو هستیم ، این چیزهایی است که محتضر در هنگام مرگ خود به عینه مشاهده می کند.

زمان مرگ

انواع جان دادن ها

اولاً سختی و راحتی جان دادن صرفاً آن چیزی نیست که ما با چشم خود می بینیم. شما گاهی کنار رفیق خود نشسته اید که او خواب است و در هنگام خواب ترسناک ترین کابوس را می بیند. یک دفعه از خواب بیدار می شود و می گوید آیا تو دیدی آن چیزی را که من داشتم میدیدم؟ می گویید نه من اصلا چیزی ندیدم ، شما راحت خوابیده بودید. ظاهر فرد خیلی راحت است اما در باطن او چه اتفاقی رخ می دهد . بنابراین صرف ظاهر را نباید ملاک گرفت.

آن چه که از احادیث و روایات برمی آید این است که در لحظه ی آخر نوع جان دادن انسان ها چهار نوع است:

۱- انسان های خوبی که به راحتی جان می دهند

درروایتی از پیامبر اسلام (ص) است که فرشته مرگ دو شاخه ی گل برای این فرد می آورد . یکی از آنها باعث نسیان اموال و فرزندان می شود که فرد دیگر غصه آنها را نخورد. یکی دیگر بویی معطر از حرم امن الهی دارد و وقتی مومن این گل را استشمام  می کند، سخاوتمندانه جان می دهد. در برخی از روایات است که این دو شاخه گل نیستند بلکه دو نسیم هستند که از حرم الهی می وزند. دو نسیم معطر و جان فزا که یکی از آنها مونسیه و دیگری موسخیه است و فرد به راحتی جان می دهد مانند استشمام کردن یک گل.

۲- انسان های خوبی که به سختی جان می دهند

در روایتی از نبی مکرم اسلام(ص) هست که (الموت کفارةٌ لِذُنوب المُومنین) احیاناً اگر گناهانی بوده که فرد نتوانسته آنها را جبران کند و توبه کند و با بلاها ، مرض ها ، سختی ها و مشکلات دنیا پاک نشده است، خداوند متعال در آخرین مرحله ی دنیا این سختی را برای او بوجود می آورد که اینجا بی حساب شود ، یعنی پاک شود و آن طرف اول راحتی او شود.

۳- انسان های بدی که به راحتی جان می دهند

این گروه ظاهرا ، راحت جان می دهند. به این دلیل که خداوند متعال اجر کسی را ضایع نمی کند. از طرف دیگر خدا قسم یاد کرده که درآن طرف دیگر خبری از احسان به کفار و بدان نیست. از این جهت اگر کافری در این دنیا عمل خیری انجام داده باشد ، همینجا جزای او را می دهند . جزای او این است که راحت جان بدهد. روایتی از امام موسی کاظم (ع) است که حسنات کفار در همین دنیا با آنها تسویه می گردد . اگر کار خوبی کرده باشند در همین دنیا پاداش آن را می بینند. یعنی آخرین لذت و راحتی آنها همین است.

۴- انسان های بدی که به سختی جان می دهند

چهارمین نوع : انسانهای بدی هستند که بد هم از دنیا می روند. مرحوم آیت اله اراکی می فرمود من پای منبر آقا شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان بودم و شنیدم که محدث قومی فرمود : من وارد قبرستان وادی السلام شدم و صدای نعره ای شنیدم ، چون صدای نعره ها بسیار بلند بود اول گمان کردم که شتری را داغ می کنند . هرچه نزدیک تر می شدم صدای نعره ها بیشتر می شد. دقت کردم و دیدم که اطرافیان نمی شوند و فقط من آن نعره را می شنوم. وقتی نزدیک شدم دیدم جنازه ای را دفن می کنند. ایشان می گویند من متوجه شدم که نعره ها از همین جنازه است. این فرد چه انسان فاسق و فاجری بوده که عذاب او از همین جا شروع شده است. این آدم ها افرادی هستند که بد هستند و بد نیز می میرند.

و اما کلام آخر

دوست دارم کلام آخر را با پرسش از شما بیان کنم

از چند لحظه بعد از خود خبری داری؟

این سوال بسیار تکراری است و همه ما جوابی تکراری به آن میدهیم آن هم این است : نه

خوب حالا که از مرگ خود خبر نداریم پس اندکی تامل در رفتار و کردار خود ،مگر قبرستان ها را نمی بینید،مگر دوستان و آشنایان خود را در زیر خاک نکردید ، مگر قبرستان ها پر نشده از جوان ها ،آیا آنها به این فکر می کردند که روزی اینجا می آیند؟

به خود بیاید، اگر حق الناسی به گردن دارید آن را برطرف کنید ، اگر دلی را سوزاندید ،به دستش آورید ،اگر گناهی دارید همین الان توبه کنید ، آن هم توبه واقعی یعنی از کرده خود پشیمان باشید و دیگر آن را تکرار نکنید که در روایات است که بیشترین فریاد اهل دوزخ از آن اهل تسویف است، یعنی کسانی که توبه خود را به تاخیر انداختند،پس همین الان توبه کنید و دیگر آن گناه را مرتکب نشوید. همواره برای اموات خود خیرات کنید و برای آنها طلب مغفرت کنید چون دستشان از دنیا کوتاه است.

خدایا به حق آخرین نفس سید و سالار شهیدان (ع) در گودال قتلگاه فرج منتقم خون ایشان را برسان.

برای پیوستن به کانال تلگرامی ما اینجا را کلیک کنید.

هنگام مرگ

زندگینامه امام جعفر صادق علیه السلام

زندگینامه امام جعفر صادق علیه السلام

امام جعفر صادق (ع)

نام : جعفر (به معناى نهر جارى پرفایده)

کنیه : ابو عبداللّه

لقب : صادق آل محمد (ص)

نام پدر : امام محمد باقر (ع)

نام مادر : ام فروه

تاریخ ولادت : یکشنبه ۱۷ ربیع الاول ، سال ۸۳ هجرى

مکان ولادت : مدینه منوره

مدت عمر : ۶۵ سال

علت شهادت : مسمومیت

قاتل : منصور دوانیقى (لعنت الله علیه)

زمان شهادت : یکشنبه ۲۵ شوال ؛ سال ۱۴۸ هجرى

محل دفن : قبرستان بقیع (مدینه)

زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در  روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال ۸۰ هجرى قمری، معروف به سال قحطى ؛ در مدینه منوره دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى ، ولادت آن حضرت در سال ۸۳ هجرى اتفاق افتاده است. ولی ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این مورد گوید : چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست ، سال ۸۰ هجرى ، صحیح است ، شهادت آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در ۲۵ شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال ۱۴۸ هجرى روى داده است. با این حساب مى‏ توان عمر با برکت آن حضرت را ۶۸ یا ۶۵ سال گفت که از این مقدار ۱۲ سال و چند روزى و یا ۱۵ سال با جدش امام علی ابن الحسین (ع) معاصر بوده و ۱۹ سال با پدرش و ۳۴ سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت ، دوران خلافت و امامت آن امام به شمار مى‏ آید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

فضایل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن امام بسیار زیاد است که به اقتصار از آنها یادی مى‏کنیم. فضایل امام جعفر صادق (ع) بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که : (بهتر از جعفر بن محمد ؛ هیچ دیده ای ندیده ؛ هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است). از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت : (ما رأیت افقه من جعفر بن محمد) یعنی : (از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم). و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید : امام صادق (ع) در این آیه شریفه: (کل شیء هالک الا وجهه) ؛ یعنی : (هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال) ، فرمود: (نحن الوجه الذی یوتی الله منهم) به معنای (ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود) بنابراین امام جعفر صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

شیخ مفید در ارشاد مى‏ نویسد : علومى که از آن امام  نقل کرده‏ اند به اندازه ‏اى است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین اهل بیت (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق (ع) روایت کرده ‏اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏ رسد.

بیشترین حجم روایات ، احادیثی است که از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است : (شیعه جعفری). کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی ؛ اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام جعفر صادق (ع) قابل حل است. کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:

یکی اینکه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه به حساب می آیند (۱۴۸ – ۸۳ هجری) ، و دیگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام جعفر صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان ؛ انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افکار ، ادیان ، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام جعفر صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق (هویت مذهبی تشیع) پرداخت ؛ از عصر جعفری است که شیعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام ششم (ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند، مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است.

 

امام جعفر صادق (ع) و فقه اسلامی

فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به امام ششم شیعیان (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن امام است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه که از او روایت کرده اند به بیش از ۴۰۰۰ نفر بالغ دانسته اند.

در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.

امام جفر صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده ، بزرگ شد ؛ اما منبع علم او در فقه نه (تابعیان) و نه (محدثان) و نه (فقها) ی آن عصر بودند بلکه او تنها از یک طریق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدرش امام پنجم حضرت محمد باقر (ع) و او از پدرش امام زین العابدین (ع) و او از پدرش امام حسین (ع) و او از پدرش امیر المومنین حضرت علی (ع) و او هم از حضرت محمد (ص) بود و این ائمه بزرگوار در مواردی که روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احکام الهی هستند.

آثار امام جعفر صادق (ع)

غالب آثار امام صادق (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

۱- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است ، نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

۲- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از امام روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .

۳- کتاب معروف به توحید مفضل ؛ در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء حضرت (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.

۴- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

۵- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام جعفر صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی ؛ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما ، صدور آن را از ناحیه امام رد کرده اند.

۶- رساله ای از امام صادق (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.

۷- رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.

۸- بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام صادق (ع) نقل کرده است.

۹- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.

۱۰- چندین فقره از وصایای امام خطاب به فرزندش امام موسی ابن جعفر (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده اس

ولادت امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) ، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام محمد باقر(ع)  و مادرش ام فروه است. رسول گرامی اسلام (ص) سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید ، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید (جعفر کذّاب).

دوران قبل از امامت امام جعفر صادق (ع)

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر بزرگوار خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان با وفا و با بصیرت بود. امام محمد باقر(ع) در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر امامت حضرت صادق بیان  شده است.

امام ششم شیعیان در سال ۱۱۴ هجری قمری پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سن ۳۱ سالگی به امامت رسید ، دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال ۱۳۲ به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت امام صادق (ع)

در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان امام حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.

دوران امام جعفر صادق (ع) در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار ، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود ، در میان این تبادل قدرت فرصت بسیار عالی و خوبی بود تا امام به تربیت شاگرد و نقل احادیث بپردازد .

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال ۱۲۹ هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.

این کشمکش ها و مشکلات باعث شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران ، دوران آرامش نسبی امام صادق (ع) و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

 

جنبش فرهنگی در دوران امامت امام جعفر صادق(ع)

عصر آن امام همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا (ص)دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنه هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.

امام صادق (ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد ، شاگردانی چون : هشام بن حکم ، مفضل بن عمر کوفی جعفی ، محمد بن مسلم ثقفی ، ابان بن تغلب ، هشام بن سالم ، مؤمن طاق ، جابر بن حیان و . . .  تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.

امام صادق (ع) از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های مختلف انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت ، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.

بدین ترتیب ، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق (ع) نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حکمای معاصر امام جعفر صادق (ع)

همانطور که گفته شد حضرت بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست ، ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:

۱- هشام بن عبدالملک (۱۰۵- ۱۲۵ ه. ق)

۲- ولید بن یزید بن عبدالملک (۱۲۵-۱۲۶)

۳- یزید بن ولید بن عبدالملک (۱۲۶)

۴- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (۷۰ روز از سال ۱۲۶)

۵- مروان بن محمد (۱۲۶-۱۳۲)

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با

۱- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (۱۳۲-۱۳۷)

۲- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (۱۳۷-۱۵۸)

نباید تصور کرد که امام صادق (ع) به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر(ع) استفاده می کردند و حتی شعارشان الرضا فی آل محمّد بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر خدا (ص) باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق (ع) بود.

امام جعفر صادق (ع) پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند : نه شما ازیاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما حضرت با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام صادق (ع) می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کند و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.

چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.

از حوادث مهم در زمان امامت امام صادق (ع) ، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به اتمام  رسید.

شهادت امام جعفر صادق (ع)

پس از به قدرت رسیدن عباسیان ، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور دوانقی (لعنت الله علیه) این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن امام (ع) بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و حرکت تشیع بود ، منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق (ع) را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش امام جعفر صادق (ع) را به شهادت رساند. آن حضرت در سن ۶۵ سالگی در سال ۱۴۸ هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ بزرگوار خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی امام جعفر صادق (ع) روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه راست هدایت فرمود ، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.

امام جعفر صادق

اللهم صل علی محمد و عجل فرجهم

برای عضویت به کانال تلگرامی مجله فدک اینجا ا کلیک کنید.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است